آخرين اخبار
كد خبر : ۳۳۵۳۴
زمان ارسال :‌ ۳:۰۰ ۱۳۹۴/۸/۱۸
چاپ خبر
دسته بندي : آخرین اخبار
تعداد نظرات : 0

احمد حكيمي پور:‌

اصلاح‌طلبان با يك ليست وارد انتخابات مي‌شوند

بستر فعاليت حزبي در ايران دچار فراز و فرود بسياري بوده است. اين گفته احمد حكيمي‌پور، دبيركل حزب اراده ملت ايران است. به عقيده اين فعال سياسي اصلاح‌طلب بهترين دوران فعاليت احزاب در دوره اصلاحات بوده است كه شاهد بيشترين بسيج مردمي در كشور بوديم. او بيان مي‌كند كه لازمه بسيج مردمي و افزايش مشاركت مردمي در فعاليت‌هاي حزبي نيازمند نوعي ثبات در حوزه سياسي و اقتصادي زندگي مردم است. او با تاكيد بر اينكه توسعه سياسي زيربناي توسعه در همه ابعاد است، بيان مي‌كند كه دولت‌ها بايد براي توسعه سياسي و به خصوص در راستاي ايجاد امكانات براي فعاليت احزاب مردمي بودجه‌اي اختصاص دهند.

 

فرآيند تحزب در ايران را پس از انقلاب چطور ارزيابي مي‌كنيد؟

پس از انقلاب ما شاهد چند مقطع در مورد فعاليت احزاب بوده‌ايم. سال‌هاي ابتدايي انقلاب شاهد اغتشاش در فضاي سياسي و هرج ومرج در عرصه سياسي كشور بوديم. به خاطر ايجاد آزادي كه به يكباره در فضاي سياسي پس از سال‌ها اختناق براي مردم حاصل شده بود طبيعتا شاهد فضايي تند، راديكال و ناآرام بوديم. پس از آن به دليل وقوع جنگ تحميلي عرصه سياسي به طور طبيعي دچار ركود شد. در دوران دفاع مقدس مساله اصلي كشور جنگ بود، فعاليت‌هاي سياسي بر مساله جنگ متمركز بود. پس از پايان جنگ احزاب و تشكل‌ها در عرصه سياسي فرصتي براي بازسازي خود مي‌يابند و تلاش‌هايي در اين راستا صورت مي‌گيرد. احزاب به تدريج فعال مي‌شوند كه اوج آن در دوران اصلاحات بود. با تشكيل خانه احزاب و افزايش مجوز تشكل‌ها در اين دوره و شكل‌گيري دقيق‌تر جبهه بندي‌هاي سياسي ما شاهد دوره جديدي از تحزب در ايران بوديم. از سال ٨٤ به دليل عدم توجه به تحزب در كشور شاهد ركود فعاليت‌هاي حزبي در عرصه سياسي هستيم. در اين دوره فعاليت‌هاي گروه‌ها و تشكل‌ها كم شد. خوشبختانه در دولت يازدهم احزاب به سمت فعاليت‌هاي حزبي بيشتر رو آوردند. متاسفانه تحزب در ايران به دليل شرايط هر دوره دچار فراز و فرودهاي زيادي شد. قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران فعاليت حزبي را به رسميت شناخته و از اين رو احزاب ايراني همواره براي تاثيرگذاري در عرصه سياسي تلاش داشته‌اند. به هر حال نظام سياسي در ايران كاملا جا نيفتاده است و عمر زيادي از آن نمي‌گذرد. به همين دليل انتظاري كه از تحزب به معناي واقعي كلمه در كشور مي‌رود، هنوز برآورده نشده است.

فراز و فرودي كه نظام سياسي پس از انقلاب با آن مواجه بود، چه تاثيراتي بر شكل‌گيري تحزب داشت؟ از اين نظر تحزب در ايران چه آسيب‌هايي ديده است؟

توسعه تحزب نيز مانند توسعه اقتصادي نياز به دوره ثبات، آرامش و امنيت دارد. هر چه آرامش و امنيت در جامعه بيشتر باشد احزاب نيز با آرامش بيشتر، ريسك كمتر و برنامه پايدار‌تر مي‌توانند به سمت جلو حركت كنند. به هر حال فضاي بي‌ثبات سياسي به توسعه تحزب در كشور ما آسيب زده است و بر نهادينه شدن فضاي حزبي در ايران موثر بوده است. اميدواريم در آينده شاهد ثبات در عرصه سياسي باشيم تا احزاب بتوانند به تحكيم و قوام خود بپردازند. احزاب سياسي ما تحت تاثير فراز و فرودها نتوانستند طبق برنامه و هدف تعيين شده براي خود عمل كنند. عملا ترسيم چشم‌انداز درست براي احزاب در فضاي بي‌ثبات سياسي ممكن نيست. از اين نظر احزاب ما دچار نوعي وقفه در عمل به برنامه‌هاي خود شدند. لذا مي‌توان گفت كه فضاي آرام و باثبات يكي از عوامل مهم در توسعه تحزب در كشور است. كار بنيادي و ريشه‌دار براي احزاب در وهله اول نيازمند چنين فضايي است.

با توجه به فراز و فرودي كه احزاب ما با آن مواجه بودند و دوره‌هاي مختلفي را سپري كرده‌اند، چه كنش موثري در اين مدت داشته‌اند؟ شما به عنوان فعال سياسي در مقاطع مختلف حضور داشتيد. فكر مي‌كنيد در چه دوره‌اي و با چه ويژگي‌هايي احزاب موثر‌تر بودند و اثرگذاري آنها چه بوده است؟

به هر حال احزاب كم يا زياد اثر داشته‌اند و اين اثر نسبي بوده است. به عقيده من موثرترين كنش‌هاي احزاب در دوران اصلاحات بوده است. در اين دوره احزاب توانسته‌اند بيشترين ارتباط را با افكار عمومي داشته باشند وبه بسيج افكار عمومي بپردازند. اين كنش موثر نيز به نوعي جهت دهي به آراي مردم بوده است. در دوران اصلاحات ما شاهد رشد و شكوفايي تحزب در كشور بوديم. البته اين مساله نسبي است. نسبت به بقيه ادوار در دوران اصلاحات احزاب فعال‌تر و پويا‌تر عمل كرده‌اند. فكر مي‌كنم در دوره جديد با توجه به باز شدن فضاي سياسي به همان سمت در حال حركت هستيم. اينكه احزاب جدي‌تر و فعال‌تر در مناسبات سياسي حضور داشته باشند و به غناي ساختار دروني خود بپردازند، نيازمند فضاي آرام است. كنش موثر احزاب در كل ساماندهي مشاركت سياسي، ايجاد انگيزه و نشاط سياسي است. در دوران اصلاحات ما شاهد افزايش انگيزه مردم براي شركت در تعيين سرنوشت خود بوديم. احزاب بايد بر مبناي خواسته‌هاي بخشي از جامعه و به نمايندگي از آنها در عرصه سياسي نقش داشته باشند. همين مساله خود سبب ايجاد انگيزه و شور و نشاط سياسي در بين مردم خواهد بود.

اشاره كرديد كه احزاب در دوران اصلاحات در بسيج افكار عمومي نسبت به ديگر زمان‌ها موفق‌تر بودند. در مجموع بسيج افكار عمومي توسط احزاب از نظر ساختار خارجي و از نظر ساختار داخلي چه ملزوماتي دارد؟ احزاب در چه بستري و با انجام چه كارهايي مي‌توانند دست به بسيج افكار عمومي بزنند؟

به لحاظ رواني وجود آرامش و اميد در جامعه كمك زيادي به افزايش انگيزه مردم در مشاركت سياسي و ميل به فعاليت نهادينه شده در قالب احزاب مي‌كند. در سياست داخلي وجود امنيت و ثبات در جامعه و رونق اقتصادي از عوامل موثر در اين امر است. حد نسبي امنيت اقتصادي و رفاه براي اينكه مردم فراتر از دغدغه شخصي به ساختن كشور بينديشند لازم است. كسي كه كار حزبي مي‌كند نبايد مشكلات معيشتي زيادي داشته باشد تا بتواند بخشي از وقت خود را در اين زمينه هزينه كند. آرامش سياسي، اميد و عدم وجود ركود اقتصادي در كشور ازجمله عوامل خارجي است كه در افزايش مشاركت مردم در احزاب موثر است. رونق اقتصادي به طور طبيعي به رونق سياسي كمك خواهد كرد. همچنين شرايط تنش‌زدا و صلح‌آميز و وجود تعامل در فضاي سياسي بر تحقق اين امر موثر است. هر چه اينها بيشتر باشد مردم بيشتر مي‌توانند از دغدغه شخصي كم كنند و به مشاركت سياسي بپردازند. اين مساله به احزاب حرفه‌اي كه به طور مستمر در طول سال در حال فعاليت هستند كمك مي‌كند. در اين صورت برنامه‌ها، كنگره‌ها و فعال بودن كميته‌ها و دفاترشان در طول سال به چشم مي‌خورد.

نقش احزاب در بسيج افكار عمومي چه مي‌تواند باشد؟

كساني كه كار حزبي مي‌كنند كساني هستند كه مقداري از زمان جلو‌تر هستند و دغدغه‌هاي غير شخصي نيز دارند. اين افراد حاضر هستند براي اعتقادات‌شان و رسيدن به منافع ملي در كشور فعاليت كنند. اين افراد داراي چنين انگيزه‌اي هستند اما هر اندازه كه فضاي باز در جامعه ايجاد شود و به لحاظ قانوني اين حركت‌ها حمايت شود و هزينه كار سياسي كمتر باشد، مشاركت مردم بيشتر مي‌شود. اكنون احزاب تلاش‌شان را مي‌كنند اما مشكلات زيادي بر سر راه خود دارند. برخي احزاب از امكانات كافي براي افزايش فعاليت‌هاي خود برخوردار نيستند. اگر بخواهند حزب اثرگذاري باشند بايد متكي به خودشان باشند. اگر بناست برخي احزاب زيردست پدرخوانده‌ها اداره شوند و وابسته به رانت و قدرت باشند، اصلا نباشند بهتر است. حزب‌هاي فرمايشي و حزب‌هايي كه پشتوانه مردمي ندارند كمكي به توسعه سياسي نمي‌كنند و به نوعي فساد در عرصه سياسي را به وجود مي‌آورند. احزاب بايد مردم ساخته باشند. احزابي كه متكي به مردم هستند و با اجتماع پيوند دارند و بر اساس توانايي‌ها و ظرفيت‌هاي خودشان پيش مي‌روند و هويت خود را حفظ مي‌كنند، داراي امكانات كمي هستند. به هر حال كار حزبي هزينه دارد. پيشبرد برنامه‌ها، دارا بودن پايگاه خبري و ارگان ويژه و بر‌گزاري كنگره در كشور نيازمند امكانات مالي است. اگر احزاب بخواهند وابسته باشند، طبيعتا برنامه‌هايشان با پشتوانه مردمي نخواهد بود و اصالت خود را از دست مي‌دهند. در اين راستا بايد كاري در كشور انجام شود. مانند بقيه كشورهاي توسعه يافته دولت‌ها در حوزه توسعه سياسي نيز سرمايه‌گذاري كنند. اگر ما به دنبال توسعه همه‌جانبه در كشور هستيم بايد بدانيم كه توسعه سياسي يكي از عوامل بنيادي و زير بنايي براي توسعه در ديگر حوزه‌هاست. توسعه سياسي بخش مهمي از فرآيند توسعه همه‌جانبه كشور است. اصلا بد نيست كه از خزانه براي اين نوع توسعه در كشور نيز هزينه شود. كمااينكه در كشورهاي پيشرفته نيز اين اتفاق رخ مي‌دهد. همان طور كه ما براي بخش محيط زيست و مسائل عمراني و ديگر موارد نياز به هزينه داريم در توسعه سياسي نيز نياز به هزينه و حمايت مالي از سوي دولت‌ها داريم. براي احزابي كه براي مردم هستند، نه بر مردم هزينه كردن كمك به توسعه كشور است. اين احزاب در برداشتن باري از دوش كشور موثر هستند. هرچه بهتر شكل بگيرند از هزينه‌هاي ديگر در كشور مي‌كاهند. سامان يافتن مشاركت سياسي هزينه‌هاي فعاليت‌هاي سياسي كمتر مي‌شود. لذا در اين راستا بايد قانونا كاري صورت گيرد.

اگر حزب عملگرا را حزبي معطوف به انتخابات و حضور در قدرت بدانيم و حزب مسوول را حزبي كه در خارج از قدرت در جامعه كنش موثر دارد، احزاب ايران بيشتر به كدام يك از اين دو نوع نزديك هستند؟

متاسفانه بيشتر احزاب ايران موسمي و فصلي هستند. ما كار مستمر و پايدار حزبي به ندرت در احزاب مي‌بينم. احزابي كه بتوانند در گستره ملي فعاليت كنند؛ فعاليت‌هاي آموزشي، نهادينه‌سازي و كادر‌سازي به طور مستمر در بين احزاب نمي‌بينيم. در كشور ما فعاليت حزبي مثل بازارچه‌هاي فصلي است. در زمان رونق كه فصل انتخابات است بساط خود را پهن مي‌كنند و بعد هم كار را تعطيل مي‌كنند. وجود احزابي كه تا حدي داراي اصالتي باشند و حرف‌شان در جامعه خريدار داشته باشد و سخنگوي بخشي از جامعه باشند و مطالبات آنها را پيگيري كنند، كار مي‌برد. البته برخي احزاب ما تا حدي از كارآمدي را دارا هستند.

كدام يك از دو جناح اصولگرا و اصلاح‌طلب احزاب حرفه‌اي‌تري درون خود جاي داده اند؟ مطابق با تئوري‌هاي دموكراسي ساخته شده؛ پايگاه اجتماعي گسترده‌تري دارند و ديگر عواملي كه يك حزب كارآمد و حرفه‌اي را مي‌سازد، بين كدام يك از دو جناح بيشتر است؟ يا كدام يك نزديكي بيشتري به اين عوامل دارند و كداميك از احزاب از اين عوامل دور هستند؟

اگر نام ببرم درست نيست. ما پس از انقلاب چنين تشكل‌هايي داشتيم اما متاسفانه خيلي كم بوده است.

كدام احزاب موفق بودند؟ اگر احزاب ناموفق را كنار بگذاريم چه احزابي به عقيده شما موفق‌تر عمل كرده‌اند؟

بهتر است نام نبرم.

توفيق احزاب در چه حوزه‌ها و جنبه‌هايي بوده است؟

بالاخره احزاب براي خود ساختار، مانيفست و پايگاهي دارند. برخي احزاب هستند كه در تمام كشور فعاليت دارند. اينها از عوامل موثر يك حزب كارآمد است. احزاب ما در مقاطع گوناگون مواضع خود را اعلام مي‌كنند و اين مواضع هر چه منطقي‌تر و مطابق با واقعيت‌هاي روز جامعه باشد، بهتر است.

احزاب ما چقدر تحت تاثير بنيانگذاران‌شان هستند؟ در بين احزاب اصلاح‌طلب و اصولگرا چقدر نوعي تابعيت از بنيانگذاران احزاب وجود دارد و عملكرد احزاب را براي يك عملكرد مثبت محدود مي‌كند؟

به هر حال هميشه بنيانگذاران يا موسسين تاثير خود را داشته‌اند. ميزان تاثير‌گذاري موسسين به رفتار اعضاي تشكل باز مي‌گردد. اگر نحوه اداره يك تشكل به صورت دموكراتيك باشد، تاثيرات بنيانگذاران نيز در حد راي خودشان خواهد بود اما اگر چنين نباشد عملا كارآمدي يك حزب را تحت تاثير قرار مي‌دهد. بايد ببنيم كه آيا يك حزب به دنبال استفاده از افراد توانمند و اثرگذار در جامعه است يا به دنبال كار دوره‌اي و حضور در انتخابات. احزابي كه داراي يك رابطه يك‌طرفه و پيرو و پيشرو هستند، قطعا نمي‌توانند اثرگذاري لازم را داشته باشند. اين احزاب در يك جايگاه خاص باقي مي‌مانند و نمي‌توانند مطابق با نياز‌هاي زمان حركت كنند و با متن جامعه و مردم ارتباط داشته باشند.

ما احزابي را داريم كه در درون خود با يك ساختار دموكراتيك اداره مي‌شوند؟

بايد از روي تاثيرات آنها در اجتماع قضاوت كنيم. اينكه چه اندازه يك حزب در جامعه موثر است و حرفش در بين مردم خريدار دارد يكي از عوامل قضاوت در اين راستاست. اگر چنين احزابي داشته باشيم بايد اثر آنها را در جامعه بررسي كنيم. اينكه چه اندازه توانسته‌اند با توده‌هاي جامعه ارتباط برقرار كنند يكي از عوامل مورد قضاوت مي‌تواند باشد. اگر چنين تاثيري در جامعه نداشته باشند، معلوم مي‌شود كه با شرايطي آمرانه و از بالا به پايين اداره مي‌شوند.

با توجه به انتخابات مجلس شوراي اسلامي كه اسفند ماه امسال برگزار مي‌شود وضعيت احزاب اصلاحات را چگونه ارزيابي مي‌كنيد؟

طي ماه‌هاي آينده ما انتخابات مجلس شوراي اسلامي را درپيش داريم و طبيعي است كه تمامي احزاب و جريان‌هاي سياسي نسبت به برگزاري پرشورتر انتخابات احساس مسووليت مي‌كنند. از سويي با توجه به آسيب‌هايي كه كشور از تندروي ديده است اين‌بار نوعي اجماع ميان همه گروه‌هاي معتدل و اصلاح‌طلب بر سر تشكيل مجلسي خالي از تندروي شكل گرفته است. جريان اصلاحات نيز تلاش مي‌كند در قالب شوراهاي اصلاح‌طلبان در حوزه‌هاي انتخابيه و استان‌ها و همچنين شوراي عالي سياستگذاري در تهران امور را ساماندهي كند.

آيا مي‌توان انتظار داشت كه اصلاح‌طلبان اعم از افراد و احزاب به ليست مشترك برسند؟

مجموعه دوستان اصلاح‌طلب تلاش خود را براي رسيدن به اين مهم انجام مي‌دهند و ما اميدواريم اين خواسته محقق شود. امروز نشانه‌هاي خوبي از وفاق و همدلي ميان تمامي گروه‌هاي اصلاح‌طلب مي‌بينيم كه مقدمه دستيابي به ليست مشترك است. بنابراين پيش‌بيني ما اين است كه با يك ليست سراسري وارد رقابت‌هاي انتخاباتي شويم.



منبع : روزنامه اعتماد

كلمات كليدي : انتخابات مجلس ، مجلس دهم ، اصلاح‌طلبان ، لیست ، مجلس آینده ، دبيركل ، حزب اراده ملت ايران ، احمد حکیمی پور
كد تبليغاتي كمپين
اتحاديه كشورهاي وارث تمدن ايراني


براي حمايت از كمپين كد فوق را در سايت و يا وبلاگ خود كپي نماييد.