آخرين اخبار
كد خبر : ۳۴۷۰۳
زمان ارسال :‌ ۱۴:۲۶ ۱۳۹۴/۱۰/۱۱
چاپ خبر
دسته بندي : يادداشت
تعداد نظرات : 0

چرا نباید از کاندیداتوری سید حسن خمینی نگران شویم؟

چرا نباید از کاندیداتوری سید حسن خمینی نگران شویم؟ احسان رستگار


 دغدغه نگاشتن این مرقومه، نه دفاع از حجت الاسلام سید حسن خمینی است،‌ نه دفاع از طیف حامی ایشان و نه مواضع مختلف آن شخص محترم یا آن جریان، بلکه مساله ای است کلان تر و فراتر از این جنس مباحث که در ادامه شرح داده می شوند:

۱- مشارکت حداکثری نخبگان و جذب حداکثری مردم
پیش از انتخابات ریاست جمهوری سال ۹۲، بسیاری از تحلیل گران بر این باور بودند که برخی مسئولان نظام، چندان اصراری به مشارکت بالا و حداکثری مردم ندارند. آن ها این طور استدلال می کردند که از آن جا که اتفاقات بعد از فتنه ی ۸۸، تلخ ترین حوادثی بود که حافظه ی جمهوری اسلامی ایران به خاطر دارد و این حوادث پیرو یک مشارکت ۸۵ درصدی رخ داده بود، پس صرف مشارکت بالا چندان امتیازی هم محسوب نمی شود و بلکه می تواند خسارت بار نیز باشد. از این رو به این ترتیب تحلیل می کردند که نظام به دنبال برگزاری یک انتخابات آرام و کم حاشیه است ولو اگر به موجب برخی رد صلاحیت ها، باعث شود که طیفی از مردم کم تر ترغیب به رای دادن شوند. عدم احراز صلاحیت آیت الله هاشمی رفسنجانی نیز در همین چارچوب توسط باورمندان به این فرضیه مصادره به مطلوب و تفسیر شد.

اما تمامی این تحلیل ها آن جا نقش بر آب شدند که رهبری در سخنرانی ۲۲ خرداد ۹۲ یعنی دو روز پیش از انتخابات، در دیدار با اقشار مختلف مردم، فرمودند:

«من توصیه‌ی اوّل و اهمّم حضور در پای صندوقهای رأی است؛ این از همه چیز مهم‌تر است برای کشور. ممکن است بعضیها - حالا به هر دلیلی - نخواهند از نظام جمهوری اسلامی حمایت بکنند امّا از کشورشان که میخواهند حمایت کنند، آنها هم باید بیایند پای صندوق رأی. همه باید بیایند پای صندوقهای رأی، حضور خودشان را اثبات کنند.»

یعنی از منظر رهبر انقلاب حضور مردم ولو حضور کمی و نه حضور کیفی،‌ بسیار حیاتی ارزیابی می شود؛ به این معنا که در این نگاه، حضوری حتی بدون اعتقاد و باور به جمهوری اسلامی ایران و صرفا با عشق میهن دوستی (ناسیونالیستی)، مهم و مفید به نظر می رسد. این جا بسیاری از شاخک های تحلیل گران حساس شد و متوجه شدند که رهبری، اتفاقا به دنبال مشارکت حداکثری مردم هستند حتی با خاطرات آزاردهنده ی فتنه ی ۸۸.

همان مقام معظم رهبری که تمامی مشارکت ها و حضور مردم را به معنای آری به جمهوری اسلامی و یک همه پرسی (رفراندوم) به روز شده تفسیر می کردند، این بار صریحا می فرمایند که مردم به پای صندوق رای بیایند ولو با نیت نه به جمهوری اسلامی! این یک اتفاق نادر و معنادار بود و نشان از اهمیت حضور حداکثری مردم در انتخابات داشت.

دو روز بعد،‌ رهبری در مصاحبه با خبرنگاران صدا و سیما پس از شرکت در انتخابات، فرمودند:

«من به این حضرات محترمی که مسئولان صندوقها و مسئولان بازشماری و قرائت آراء و اینها هستند، یک توصیه به این عزیزان دارم و آن این است که بدانند رأی مردم امانتی است دست آنها و حقّ‌النّاس است؛ یعنی حفظ امانت در این مسئله، حقّ‌النّاس است. همان‌طور که میدانید حقّ‌النّاس را انسان بیشتر بایستی رعایت کند و خروج از عهده‌ی حقّ‌النّاس سخت‌تر است از خروج از عهده‌ی حقّ‌الله. لذا است که خیلی باید در این زمینه توجّه کنند.»

تاکید موکد رهبری بر مفهوم حق الناس بودن رای مردم آن هم توسط کسی که در سال ۸۸، آن گونه محکم پای رای مردم ایستاد و حاضر به عقب نشینی نشد، به معنای پشیمانی از آن مواضع نبود، بلکه به این معنا می توانست تاویل شود که اولا همواره رای مردم از منظر رهبری حق الناس بوده است و ثانیا این بار با توجه به حساسیت های مضاعفی که چه از جانب مردم و چه از جانب خواص و سیاست مداران داخلی بر روی سلامت انتخابات وجود داشت، ایشان نیز این حساسیت و وسواس ایجاد شده را به رسمیت شناخته و در راستای تلطیف فضا و ایجاد آرامش در اذهان ملتهب، بستری که به واسطه ی شک و شبهه ی پس از انتخابات ۸۸، ایجاد شده را واکسینه و برطرف کنند.

با در نظر گرفتن نکات فوق الذکر، می توان این موضوع را به حضور و مشارکت مردم در انتخابات مجلس خبرگان رهبری نیز تعمیم داد و خاطرنشان کرد که بر اساس آمار حضور مردم در انتخابات های مختلف، همواره در منظر توده های مردم، انتخابات ریاست جمهوری در درجه ی اول، انتخابات مجلس شورای اسلامی در رتبه ی دوم و سپس انتخابات مجلس خبرگان رهبری و انتخابات شوراهای اسلامی شهر و روستا در رتبه های بعدی قرار می گرفتند، اما با حضور حجت الاسلام سیدحسن خمینی در انتخابات پنجمین دوره ی انتخابات مجلس خبرگان رهبری،‌ اگر چه برخی از جریان های سیاسی، نگران شده اند، اما آن چه مهم است، ایجاد شور و شوق گسترده در دل جوانان و مردم برای حاضر شدن پای صندوق های رای در انتخابات مجلس خبرگان رهبری است.

چه هدفی والاتر از این که هر شخصی با نزدیک بودن به هر جریان سیاسی یا دور بودن از هر نگاه سیاسی، بتواند با رعایت قوانین جمهوری اسلامی ایران و در قالب نظام، در راستای کنش گری برای انتخاب شدن توسط مردم و نیز افزایش مشارکت مردمی و شور آفرینی در جامعه گام بردارد؟ زمانی که نظرسنجی های مختلف، این مژده را می دهند که حضور سیدحسن خمینی و نیز بسیاری از علمای دیگر در انتخابات، می تواند باعث شود که درصد مشارکت مردم تا حد محسوسی افزایش یابد،‌ مهم ترین اولویت نظام محقق شده و بدین ترتیب هر کس با هر سلیقه ای، می تواند علاوه بر شرکت در انتخابات مجلس شورای اسلامی، پای صندوق های رای مجلس خبرگان حاضر شود و بدین ترتیب مردم با اقبال بیشتر به شرکت در انتخابات، به ترمیم مشروعیت و مقبولیت نظام - که بعد از ۸۸ آسیب دیده بود - کمک شایانی کنند.

آیا وقتی شخص حجت الاسلام سید حسن خمینی اصرار دارد بر این که مستقل آمده و به نمایندگی از هیچ یک از جناح ها وارد انتخابات نشده، اصراری مبنی بر هل دادن او به سمت جریانی وجود دارد؟ چرا وقتی می توان از حضور او، بوی وحدت و حضوری فراجناجی را استشمام کرد، به واسطه ی خوشحالی طیفی یا ناراحتی جریانی، ما هم از حضور او در انتخابات نگران شویم؟ حضوری که موجب شود جوانان با سلایق مختلف و مردم با نگاه های گوناگون، به پای صندوق های رای بیایند، مگر می تواند میمون و مبارک قلمداد نشود؟

حتی اگر فرض بر این شود که حضور سیدحسن خمینی، باعث ایجاد صف بندی های مختلف در انتخابات مجلس خبرگان رهبری می شود، سوال این جاست که مگر ایرادی دارد که در انتخابات مجلس خبرگان رهبری نیز مانند انتخابات های دیگر، حضورهای نظام یافته و رقابت هایی واقعی تر رخ دهد؟ حتی آن ها که از نامزد شدن سیدحسن خمینی ناراضی اند، ترغیب می شوند تا قوی تر در میدان حاضر شوند تا بتوانند رای بیشتری از مردم دریافت کنند؛ اگر بناست تا با رای مردم نمایندگان آن ها در مجلس خبرگان رهبری برگزیده شوند، پس ناگزیر رقابتی رخ خواهد داد و این رقابت ها - البته با رعایت حدود اخلاق اسلامی و قوانین کشور - هر چه بیشتر باشد، سلامت نظام و رضایت مندی مردم از جمهوری اسلامی ایران، افزایش و ارتقاء خواهد یافت.

۲- مواضع نسبت به فتنه توسط شورای نگهبان بررسی می شود؛
نجات الله ابراهیمیان، سخنگوی شورای نگهبان، در اظهار نظری گفت: «رفتار و گفتار داوطلبان انتخابات مجلس و خبرگان رهبری که مصداق طرفداری از فتنه و عناوینی از این دست که به‌عنوان خط قرمز نظام و رهبری مطرح شده است، در بررسی صلاحیت افرادی که برای هر دو انتخابات خبرگان و مجلس شورای اسلامی ثبت‌‌نام کرده‌اند، مدنظر قرار خواهد گرفت. هرگونه اظهارنظر و یا عملی درباره فتنه سال 88 و دیگر مسائل مربوط به آن ملاک عمل شورای نگهبان و دیگر مراجع ذی‌صلاح در بررسی صلاحیت داوطلبان انتخابات مجلس شورای اسلامی و خبرگان رهبری قرار می‌گیرد.»

احراز صلاحیت نامزدهای انتخابات مجلس خبرگان رهبری،‌ همانند انتخابات ریاست جمهوری، مجلس شورای اسلامی و شوراهای اسلامی شهر و روستا، بر عهده ی شورای نگهبان است و این که مواضع افراد در رابطه با متهم کردن نظام به تقلب، منطقی است که از شرایط احراز قرار گیرد، اما آن چه بعضا به قدر کافی لحاظ نمی شود، این است که اگر عدم احراز صلاحیت های شورای نگهبان معتبر است، احراز صلاحیت های آن نیز معتبر است.

بدین معنا که به واسطه ی عدم احراز صلاحیت آیت الله هاشمی رفسنجانی در انتخابات ریاست جمهوری یازدهم، بر همگان عین شد که شورای نگهبان حتی برای عدم احراز صلاحیت رئیس جمهور اسبق، رئیس سابق مجلس خبرگان رهبری و رئیس وقت و فعلی مجمع تشخیص مصلحت نظام هم، هیچ ابایی ندارد.

با لحاظ کردن این نکته، پس برای عدم احراز صلاحیت حجت الاسلام سید حسن خمینی نیز اکثریت اعضای شورای نگهبان اگر به جمع بندی مبنی بر عدم صلاحیت وی برسند، حجت الاسلام سیدحسن خمینی را آسان تر از آیت الله هاشمی رفسنجانی احراز صلاحیت نخواهند کرد، چرا که عدم احراز صلاحیت شخصی که ۸ سال رئیس جمهور کشور بوده و بر ریاست مجلس خبرگان رهبری و مجمع تشخیص مصلحت نظام بارها تکیه زده است، قطعا دشوارتر و تحمیل کننده ی هزینه هایی بیشتر است نسبت به عدم احراز صلاحیت شخصی که مردم او را به عنوان نوه ی امام خمینی (ره) می شناسند و تاکنون کنشی سیاسی مبنی بر ورود به سمت های انتخابی جمهوری اسلامی ایران، انجام نداده است و اولین بار است که پای به میدان انتخاب شدن و اخذ رای از مردم می گذارد.

این مورد خطاب به آن هایی ذکر شد که وقتی شخصی منتسب به جریان اصلاح طلب برای شرکت در انتخاباتی، توسط شورای نگهبان احراز صلاحیت نمی شود، آن رای شورای نگهبان به عدم احراز صلاحیت را پیراهن عثمان کرده و در راستای اثبات بی صلاحیت بودن، خارج از چارچوب نظام بودن و غیرخودی بودن کلیت جریان اصلاحات تفسیر می کنند، اما وقتی همان شورای نگهبان،‌ فرد یا افرادی که منتسب به جریان اصلاحات هستند را احراز صلاحیت می کند، آن ها کماکان بر نظرشان مبنی بر بی بصیرتی،‌ فتنه گر بودن و مخالف (اپوزیسیون) بودن آن فرد یا افراد تاکید می کنند. اگر نظر شورای نگهبان مبناست، باید چه در احراز و چه در عدم احراز مورد تایید و توجه همه قرار گیرد، در غیر این صورت مصداق بارز یک بام و دو هوا و شاخص گذاری دو گانه خواهد بود.

سخن آخر:
سید حسن خمینی پس از ثبت نام، در جایگاه سخنرانی مستقر در وزارت کشور قرار گرفت و گفت: «اساسا حضورم در انتخابات به تبعیت از فرمایش امام است که ما را به دفاع از مبانی جمهوری اسلامی تا پای جان و آن چه در توان داریم، تشویق کردند.

گروهی هم از سلامت خود گذشتند و گروهی در این مسیر آبرو دادند اما امام عزیز به ما آموخت در راه حفظ و تحکیم جمهوری اسلامی باید از همه اینها گذشت و اگر بنده کوچکترین آبرویی دارم، در این مسیر گذاشته ام و خواهم گذاشت.»

این نگاره در مقام دفاع از تمام مواضع و نظرات حجت الاسلام سیدحسن خمینی نگاشته نشده، بلکه از منظر نوشته شده که وقتی شخصی در راه حفظ و تحکیم جمهوری اسلامی ایران، آبرویش را به ودیعه می نهد، وقتی شخصی با رعایت چارچوب ها و قوانین جمهوری اسلامی ایران و در خدمت افزایش مشارکت مردم و مقبولیت نظام عمل می کند، چه سیدحسن خمینی باشد و چه شخصی دیگر، باید آن را به فال نیک گرفت.
احسان رستگار؛


منبع : فرارو

كلمات كليدي : انتخابات ، انتخابات خبرگان رهبری ، سیدحسن خمینی
كد تبليغاتي كمپين
اتحاديه كشورهاي وارث تمدن ايراني


براي حمايت از كمپين كد فوق را در سايت و يا وبلاگ خود كپي نماييد.