آخرين اخبار
كد خبر : ۳۶۷۲۸
زمان ارسال :‌ ۱۲:۱۴ ۱۳۹۶/۲/۲۷
چاپ خبر
دسته بندي : آخرین اخبار
تعداد نظرات : 0

هادی خامنه ای: دولت روحانی تفاوتی با دولت اصلاحات ندارد/ عدم حضور به این معناست که تصمیمات به دیگران واگذار شود/ قیاس با

احمدی نژاد یک فرد نبود بلکه تفکر بود و امثال او هم زیاد هستند.کسانی که برای رسیدن به آرزو های خود حاضرند همه چیز را قربانی کنند.


 هادی خامنه ای درباره انتخابات ریاست جهوری امسال هم معتقد است؛ «اگر کسی غیر از دولت فعلی در دولت آینده مستقر باشد، هیچ تضمینی برای اتفاقاتی که رخ می دهد وجود ندارد. اما با توجه به شخصیت فکری کسانی که قرار است بیایند، با توجه به مسایلی که از آنها گفته شده می توان پیش بینی کرد که چه اتفاقاتی خواهد افتاد»

در آستانه دوازدهمین انتخابات ریاست جمهوری، او هم احساس تکلیف می کند که آخرین توصیه ها را با خطابی هشدار گونه به مردم بدهد، او می گوید: « نماینده طیف اصولگرا در انتخابات مخالف آزادی است و در صورت پیروزی در انتخابات هزینه های کشور را افزایش می دهد»

به هرترتیب با نزدیک شدن به 29 اردیبهشت ماه حساسیت برای تعیین مسیر آینده کشور افزایش یافته  و این موضوع تلاش دو گروه اصلاح طلب و اصول گرا را برای جذب آرای خاکستری جامعه بیشتر می کند.

هادی خامنه ای یکی از چهره های فعالان اصلاح طلب و چپ سنتی است.

گفت و گوی تفصیلی عصر ایران با حجه الاسلام هادی خامنه ای ترتیب داده ایم تا از نظرات وی پیرامون  مسائل اخیر انتخاباتی مطلع شویم.

روز گذشته یک اتفاقی افتاد و اقای قالیباف از انتخابات کناره گیری کرد. این موضوع فضا را به یک دو قطبی روحانی و رئیسی تبدیل کرده است. اولا تحلیل شما از کناره گیری ایشان چیست ، ایا قالیباف فهمید که رای ندارد و ترجیح داد، کناره گیری کند (به عبارتی ترس از سومین شکست باعث شد وی انصرف دهد ) یا استراتژی آنها این بود که با ادبیات تند به اقای روحانی حمله کنند تا اقای رئیسی حفظ شود و در اخر قالیباف انصراف داده تا رقابت نهایی بین روحانی و رئیسی باشد؟

قاعدتا شق دوم است چون وقتی که ما فرض را بر این بگیریم که دو جریان در مقابل هم قرار گرفتند و از هر جریان سه نفر به صحنه امده اند، طبیعی است که هیچوقت این افراد تا اخرین لحظه با هم رقابت نمی کنند چون اگر تا اخرین لحظه رقابت کنند و کنار نروند آرا شکسته و کم می شود و طبیعتا در سرنوشت ارا اثر خواهد گذاشت. بنابراین از روز اول مشخص بود که در هر گروهی افرادی به نفع یک نفر انصراف می دهند. کنار رفتن امری طبیعی بود ولو این کناره گیری با ژست متفاوتی باشد.

+در مورد دو قطبی ایجاد شده چه نظری دارید، آیا این دو قطبی می تواند برای آقای روحانی کمک کننده باشد؟

وقتی مردم تکلیفشان را مشخص بدانند و مسائل برای آنها شفاف شده باشد راحت تر تصمیم می گیرند؛ البته به شرط انکه دو طرف بصورت صریح و شفاف حرف های خودشان را زده باشند. من فکر میکنم این اتفاق افتاد، یعنی زمینه هایی برای صحبت ها و مصاحبه ایجاد شده و سخنرانی های عمومی و استانی و سخنرانی های رادیو و تلویزیون کمک کرده است که مواضع هر دو طرف روشن باشد. در حال حاضر ما در کشور سه دسته داریم:
دسته اول کسانی هستند که در حمایت از اصولگرایی از قبل تصمیم خود را گرفته اند و خیلی هم در بند این نیستند که نماینده آنها در رادیو و تلویزیون چه بگوید، آنها تصمیمشان حمایت است.  دسته دوم اصلاح طلبان هستند و شبیه همین دسته اول  رفتار می کنند و چون با شیوه تفکر نماینده خودشان آشنا هستند خیلی برای شان فرقی نمی کند که  نماینده آنها در مصاحبه ها و صحبت ها چگونه ظاهر شده باشد. حتی اگر ضعیف هم ظاهر شده باشد چون می دانند که حقیقت مطلب چیست نظرشان همان نظری است که از اول تصمیم گرفتند. دسته سوم کسانی هستند که مقداری تردید دارند و در حدی که بتوانند از صحبت ها چیزی بفهمند طرفدار حق و حقیقت هستند. این دسته هم تعدادشان کم نیست که اصطلاحا به آنها رای های خاکستری گفته می شود. این گروه از مردم برایشان خیلی تفاوتی نداشته که چه کسی رای می آورد اما اکنون می توانند با توضیحاتی که داده می شود به اهمیت سرنوشت انتخابات پی ببرند. به عبارتی با توضیحات می توان این افراد را قانع کرد تا اینبار بیایند و رای دهند، برای مثال در دوره قبل هم که مهندس موسوی کاندید بود این عده به میدان آمدند.


هادی خامنه ای: دولت روحانی تفاوتی با دولت اصلاحات ندارد/ عدم حضور به این معناست که تصمیمات به دیگران واگذار شود/ قیاس با بهشتی گزاف گویی است


+ به نظر شما این آراء خاکستری به کدام سمت می رود؟

به طور طبیعی به سمت اصلاح طلبان می آید. چون ما معتقدیم که در گفتگوها اصلاح طلبان دست بالا را داشتند و توضیحاتشان شفاف تر بود همچنین این طیف بعضی حرف های بی پایه و بی پشتوانه را نمی زدند و شعار بی مورد نمی دادند. اگر توجه کنید می فهمید که سه نفری که از طرف اصلاح طلبان در میدان بودند  از کسانی هستند که تجربه های بسیاری در کارهای اجرایی داشته اند. دو نفرشان که قبلا سابقه وزارت و امور اجرایی در زمینه صنعت و اقتصاد داشته است و این موضوع طبیعتا پوشش زیادی به مسائل مهم کشوری می دهد و خود آقای روحانی هم عملا سال های  طولانی درگیر بخش های مختلف کشور اعم از امنیت، جنگ، انرژی هسته ای، مجلس و قانوگذاری و بسیاری از مسایل دیگر بوده و الان هم که 4 سال دوره اجرایی را پشت سر گذاشته است. در رزومه کاری 4 سال گذشته ایشان نیز باید گفت که  بسیار موفق عمل کرده  و بخش قابل توجهی از وعده هایش را عملی  کرده است.  باید این را در نظر داشته باشید که به صورت طبیعی هیچکسی موفق نمی شود به تمام وعده ها و خواسته هایش برسد، چنین چیزی در هیچ کجای دنیا امکان ندارد و طبیعی است که انسان مترصد فرصت های مناسب خواهد بود تا آرزوهایش را یک به یک جامه عمل بپوشاند.

سه نفر اصولگرایان فقط یک سری فرضیات و آرزوها را بیان می کردند. البته در بیان این آرزوها نیز معلوم نیست حتی اگر به آنچه که می گویند عقیده هم داشته باشند آیا خواهند توانست به گفته ها عمل کنند یا خیر.  در مقابل نماینده های اصلاح طلب آنچه را که گفتند در سال های قبل هم ثابت کرده اند که می تواند در عمل گفته های خود را انجام دهند. آمارها و ارقام و اعدادی که اعلام می شد همه از سر تجربه و امور اجرایی گفته می شد. در چنین شرایطی طبیعی است که وقتی یک انسان منصف به این گفته ها توجه می کند می فهمد که یکطرفش تجربی و حسی است و یکطرف تجربه نشده و فرضی است و قاعداتا انسان هیچوقت نقد را فدای نسیه نمی کند.

+ آقای روحانی در سخنرانی های اخیرشان هشدار می دهند که مردم باید بین عقلانیت و تفکر تندروی یکی را انتخاب کنند.  شما سال ها با جریان های مختلف کار کرده اید، از آن تفکری که آقای روحانی نسبت به آن هشدار می دهد برای ما بگویید و توضیح دهید که بازگشت دوباره به این تفکر چه خطراتی خواهد داشت؟

مقدار زیادی از این خطرات محسوس است در بعضی شهرها جلوی کنسرت ها را می گیرند و فعالیت های هنری سینمایی تاتر محدودیت پیدا می کند. برای مثال در شهر مشهد، میدان فردوسی عده ای از هنرمندان جمع شدند و اشعاری از فردوسی نوشتند اما در مقابل از طرف امام جمعه مشهد همه آنها را خراب کردند و پاک کردند. این کار به این معنی است که وقتی فکر یک نفر باکاری مخالف است، آن فکر را به مردم تحمیل می کند. به هر حال این کار برای مردم خوشایند نیست خصوصا مردم مشهد که مردمی اهل فرهنگ و ادب و شعر و هنر هستند. عده ای معتقدند که می بایست عقیده شان را به همه جا صادر و تحمیل بکنند و شما می بینید که آقایان روحانی در قم نشسته اند و چنین حرف هایی می زنند. البته در بین روحانیون کسانی هم هستند که 180 درجه با این حرف ها مخالفند؛ با این وصف چه کسی می تواند تشخیص دهد عقیده دینی کدام یک درست است.  آیا آن چیزی که مثلا آقای مصباح یزدی می گوید، اسلام ناب است یا آن چیزی که دانشمندان دیگری در همان پایه برای مسایل دینی مطرح می کنند اسلام ناب است. فرضا اگر بخواهیم بین تفکر مصباح و جوادی املی مقایسه کنیم کدامیک می توانند نماینده اسلام واقعی باشند. یک عده ای معتقدند که اسلام همان چیزی است که مصباح می گوید، ولی ما این را قبول نداریم. ما سال ها در این زمینه ها کار کرده ایم و الگوی تفکر اسلامی برای ما شهید مطهری است که بسیار خوب نظرات ایشان را می شناسیم. کسانی که از نزدیک با آقای مطهری کار میکردند و همنشین ایشان بودند می دانند که با این افکار موافق نبود.

بخش دیگر مریوط می شود به منفعت طلبی که هر دو طرف می خواهند به سیستم های اجرایی کشور دست داشته باشند و از این طریق منافعی را بدست بیاورند. یکی از هزینه های این راه این است که باید زحمت بکشند و برای مردم هم کار کنند تا بتوانند آن جایگاه را در اختیار خودشان داشته باشند . به همین دلیل دو حالت پیش می آید، یک عده می توانند وظایف این جایگاه را به درستی انجام دهند و کار را بدست بگیرند و در مقابل عده ی دیگر به دروغ سعی می کنند از آنطرف که مشغول خدمت است انتقاد و عیبجویی کنند. البته این افراد نمی توانند توضیح دهند که اگر خودشان بیایند چه می کنند و نمونه کارشان را جلوی چشم مردم قرار نمی دهند ولی کارهای احمدی نژاد جلوی چشم مردم است . اوکارهایی کرده که هیچ کس نمی تواند امروز آنها را انکار کند. بنابراین این هشدارها بد نیست و باید به مردم هشدار داده شود، چرا که در زمان انتخابات فشار و شدت فعالیت های انتخاباتی بصورت درست و نادرست، انحرافی و غیر انحرافی خیلی زیاد است و در نتیجه این فشارها ممکن است مردم گیج شوند و حواسشان پرت شود. به تعبیر بنده مردم در زمان انتخابات گاهی افسون می شوند، جادوگرانی هستند که ذهن ها را گیج و افسون می کنند. این موضوع با فشار تبلیغات دروغ و راست در اذهان مردم انجام می شود. مردم باید حواسشان جمع باشد و جدای از تبلیغات، درست فکر کنند و ببینند با انتخاب هر کسی چه سرنوشتی در انتظارشان خواهد بود. واقعیت این است که اگر به آقای روحانی رای دهند نمونه اش شبیه همین 4 سالی است که گذشت، کارشناساسان و افراد خبره راجع به آن نظر مثبت دارند، چه در زمینه امنیت و مساله برجام و  چه در زمینه فرهنگ مقداری از آزادی ها تا انجایی که در اختیار دولت بود، امروز بوجود آمده است. در زمینه مسایل اقتصادی نیز می بینید که دولت تورم را به شدت پایین آورد و مسائل مثبت دیگری در این دولت اتفاق افتاد. البته مردم توجه داشته باشند که بعضی از آزادی هایی که در جامعه وجود ندارد از حیطه اختیار دولت خارج است. تعدادی نیروهای خودسر در جامعه هستند که در این مقوله دخالت می کنند، مثل کسانی که سفارت عربستان را تخریب کردند و ضربه هایی به ما زدند و جریاناتش را مردم می دانند.

 مهسا صفایی- مصطفی داننده-



منبع : عصر ایران

كلمات كليدي : انتخابات ریاست جمهوری ، مهسا صفایی ، مصطفی داننده
كد تبليغاتي كمپين
اتحاديه كشورهاي وارث تمدن ايراني


براي حمايت از كمپين كد فوق را در سايت و يا وبلاگ خود كپي نماييد.