كد خبر : ۳۶۲۵۹ | زمان ارسال :‌ ۹:۱۲ ۱۳۹۵/۱۱/۲۶

راهی برای همراه شدن «کشورهای وارث تمدن ایرانی»

کمپین اتحادیه کشورهای وارث تمدن ایرانی

سیزده سال پیش، زمانی که دولت ایران درخواست عضویت ناظر در اتحادیه عرب را داد، برای نخستین بار پیشنهاد تشکیل اتحادیه ای منطقه‌ای بین «کشورهای وارث تمدن ایرانی» مطرح شد.

به گزارش ایسنا، حالا چند سالی است که هواداران تشکیل این اتحادیه، در قالب یک کمپین فعالیت می‌کنند و در تلاشند تا کشورهای وارث تمدن ایرانی؛ شامل ایران، افغانستان، تاجیکستان، پاکستان، ترکمنستان، جمهوری آذربایجان، ازبکستان، قزاقستان، قرقیزستان، گرجستان و ارمنستان را ـ که هزاران سال تاریخ مشترک با یکدیگر دارند و در واقع «ایران فرهنگی» را شامل می‌شوند ـ به عنوان یک منطقه فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی معرفی کنند.

حسین رمضانی خردمردی، مدیر کمپین حمایت از تشکیل «اتحادیه کشورهای وارث تمدن ایرانی» در این زمینه به ایسنا می‌گوید: این طرح را نخستین‌بار، در سال ۸۲، همزمان با درخواست دولت وقت ایران برای عضویت ناظر در اتحادیه عرب مطرح کردیم؛ چون معتقدیم ایران و کشورهای منطقه فلات ایران، ظرفیت­های خوبی برای همگرایی منطقه ای دارند و ایجاد این اتحادیه می‌تواند مزیت های زیادی را برای مردم این کشورها به دنبال داشته باشد.

او «اتحادیه کشورهای وارث تمدن ایرانی» را طرحی با رویکرد همگرایی منطقه‌ای می‌داند و بیان می‌کند: این کمپین برای ایجاد نوعی همگرایی فرهنگی، هویتی و اقتصادی بین ملت‏‌هایی که در تاریخ پر فراز و نشیب فلات ایران، در کنار هم زیسته‌‏اند و از عناصر فرهنگی و تمدنی مشترکی (مانند نوروز، زبان پارسی و شخصیت‏‌های تاریخی) بهره می‌‏برند، طراحی شد.

وی تشکیل اتحادیه‌ای منطقه‌ای میان ایران و ده کشور دیگر و همکاری‌های گسترده فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و امنیتی میان آنها را عاملی همسو با رویکرد همگرایی نوین منطقه‌ای در نظام بین الملل، برای پیشرفت و توسعه جمعی مردم این کشورها می‌داند و اظهار می‌کند: مردم این کشورها در یک تاریخ طولانی هزاران ساله، با هم زیسته‌‏اند و در سایه برخورداری از عناصر فرهنگی و تمدنی مشترک، موضوعات مختلف اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی را در شرایط با هم بودن و تعلق به یک تمدن، تجربه کرده‌اند.

رمضانی ادامه می‌دهد: پس از پیشنهاد تشکیل اتحادیه در دی ماه 1382، در فرصت‌های مقتضی، سعی کردیم این پیشنهاد را برای مردم ایران و سپس دیگر کشورهای وارث تمدن ایرانی معرفی کنیم و هواداران آن را توسعه دهیم.

او هدف نهایی از ایجاد این کمپین را تشکیل یک اتحادیه منطقه ای می‌داند و می‌گوید: از طریق دیپلماسی عمومی و مردمی می‌توانیم به این هدف برسیم. اگر یک شخصیت سیاسی تصمیم به انجام این کار می‌گرفت، ممکن است تشکیل اتحادیه سریع‌تر به نتیجه برسد؛ اما چون این کمپین مردمی است، به زمان بیشتری برای متقاعد کردن مسئولان و محقق شدن نیاز دارد.

وی با بیان این که برای به نتیجه رسیدن این کمپین باید تعداد قابل توجهی از افراد مثلاً بیش از ۵۰ هزار نفر به عضویت آن درآیند، می‌گوید: هر ایرانی مانند رئیس جمهور، وزیر، تاجر یا حتی یک شهروند ساده یا گردشگر، اگر توجهش به کشورهای میراث‌دار تمدن ایرانی باشد، در نهایت به نفع ایران عمل کرده است.

به گفته‌ی مدیر کمپین «اتحادیه کشورهای وارث تمدن ایرانی»، این کمپین تلاش می‌کند با تبیین حفظ استقلال و تمامیت ارضی کشورها در قالب اتحادیه منطقه‌ای، ظرفیت ها و فواید تشکیل اتحادیه برای مردمان این کشورها را ترویج کند.

او در پاسخ به این پرسش که این اتحادیه چه کمکی برای جلوگیری از ثبت میراث و آیین‌های ایرانی، توسط کشورهای جدید الاستقلال منطقه می‌تواند کند، ادامه می‌دهد: ‌این مورد جزء مواردی است که حساسیت زیادی نسبت به آن نداریم؛ چون معتقدیم با یک درک بالاتر از فرهنگ و تمدن ایرانی در منطقه، چنین اختلافاتی رخ نخواهد داد.

مدیر کمپین «اتحادیه کشورهای وارث تمدن ایرانی» اضافه می‌کند: ثبت کردن این نوع آیین‌ها توسط کشورهای دیگر، در شرایطی که خود ما همکاری مناسبی در آن نداشته باشیم، رخ می‌دهد. معتقدم اگر این اتحادیه تشکیل می‌شد کشورهای عضو اتحادیه همه با هم به سمت ثبت مواریث مشترک فرهنگی و معنوی در فهرست میراث جهانی حرکت می‌کردیم.

رمضانی در توضیح ضرورت تشکیل اتحادیه نیز اظهار می‌کند: قطعا با تشکیل اتحادیه، همکاری‌های فرهنگی در زمینه ثبت میراث فرهنگی نیز ساماندهی می‌شود. در این قالب هیچ کس مشکلی ندارد. مشکل کنونی این است که ایران فرهنگی را به رسمیت نشناخته‌ایم و آن را در کشورهای دیگر که خارج از مرزهای ایران است، محق نمی‌دانیم؛ اما اگر نگاه اتحادیه ای را در نظر بگیریم، کشورهای دیگر هم می‌توانند به میزان سهم خود در شکل گیری و ارتقای چنین آیین‌هایی در تاریخ، در ثبت آن به نام خود سهیم باشند.

او تلاش کشورهایی مانند امارات برای به نام زدن بادگیر ایرانی را ناشی از رخوت مسئولان میراث فرهنگی در این زمینه می‌داند و می‌گوید: در مواردی مانند نام خلیج فارس، با تشکیل اتحادیه بهتر می‌توانیم از نام این خلیج ایرانی دفاع کنیم. همان گونه که اتحادیه عرب و شورای همکاری خلیج فارس بیشترین بحث‌ها و ادعاهای واهی خود علیه ایران را حین تشکیل جلسات شان و در قالب بیانیه اتحادیه عرب یا شورای همکاری مطرح می‌کنند. همچنین معتقدیم خلیج فارس میراث در انحصار ایران نیست و کشورهایی مانند افغانستان و تاجیکستان و ازبکستان و پاکستان که با جمعیت قابل توجه فارسی زبان، در تشکیل و اعتلای فرهنگ و تمدن ایرانی سهیم بوده اند نیز در این میراث طبیعی و فرهنگی سهیمند.

رمضانی با تأکید بر این که میراث فرهنگی در چارچوب مرزهای سیاسی نمی‌گنجد، می‌افزاید: موظفیم ایران فرهنگی را معرفی و تمدن ایران را به عنوان تمدنی یکپارچه و مستمر در تاریخ منطقه، به عموم مردمان مان معرفی کنیم.

او درباره تلاش‌هایی که مسئولان این کمپین برای معرفی به دولت انجام داده اند، نیز اظهار می‌کند: سال های گذشته، بویژه در دولت نهم و دهم، با انجام مکاتبات رسمی، تلاش‌هایی کردیم؛ اما به هیچ نتیجه‌ای نرسید؛ بنابراین رویکرد دیپلماسی عمومی را جایگزین رویکرد رسمی کردیم و سعی کردیم با مردم ارتباط بگیریم و با کمک مردم به پیگیری تشکیل اتحادیه بپردازیم.


◀️  لینک كانال "اتحاديه كشورهاي وارث تمدن ايراني"
https://telegram.me/CUIIC

اینستاگرام:

https://www.instagram.com/ekvta/