كد خبر : ۳۶۷۷۸ | زمان ارسال :‌ ۸:۳۹ ۱۳۹۷/۸/۲۶
سخنی دلسوزانه با رییس جمهور اسبق و دکتر محمدرضا خاتمی

برادران عزیز خاتمی! نمی‌شود هم ژست اپوزوسیون را بخواهید، هم لذت پوزوسیون!

برخی تصمیمات و رفتارهای سید محمد خاتمی و نیز اظهارات اخیر محمدرضا خاتمی تاثیراتی بر جریان اصلاحات گذاشته که نمی توان آن را از اوضاع کنونی این جریان و عدم توفیق این جریان در عمل به وعده های خود به مردم جدا دانست.

به گزارش «انتخاب»، عملکرد اصلاح طلبان در طول ۵ سال اخیر که با گرفتن با رای مردم بار دیگر به صحنه قدرت بازگشته اند، چندان تعریفی ندارد ‏و چه بسا با ادامه این وضعیت بار دیگر شاهد رویگردانی مردم از اصلاح طلبان و قهر با دعوت آن‌ها به حضور در پای صندوق ‏های رای باشیم. ‏

دولت حسن روحانی و سهم زیادی از عملکرد آن در نتیجه انتخابات سال ۹۲، قطعا به پای اصلاح طلبان ‏نوشته خواهد شد؛ حتی اگر اصلاح طلبان موضوع عدم حضور با کاندیدای اختصاصی خود و نیز در اختیار نداشتن پست‌های ‏کلیدی کابینه را پیش بکشند، افکار عمومی رای خود را به خاطر دعوت این جریان سیاسی دانسته و طبیعتا از آن‌ها انتظار ‏پاسخگویی دارد. ‏.

اما فارغ از دولت روحانی، اصلاح طلبان در دو انتخابات بعدی در سال‌های ۹۴ و ۹۶، درصد بسیار بالایی از کرسی‌های مجلس ‏و شورا‌های شهر در کلانشهر‌ها از جمله مهمترین و نماد شورا‌های شهر در کشور یعنی تهران را از آن خود کردند. با این وجود ‏نتیجه عملکرد مجلس و شورای شهر چندان مطلوب نیست. ‏

مسامحه مجلس و به طور مشخص درصد زیادی از نمایندگان اصلاح طلب با مسئولان دولتی با وجود عملکرد ضعیف آنها، عدم ‏استفاده صحیح از ابزار‌های نظارتی از جمله استیضاح، و برخی رای اعتماد‌های عجیب به اعضای کابینه نمونه‌هایی از کارنامه ‏فراکسیون امید است. کافی است به همین نمونه آخر توجه کنیم. محمد شریعتمداری، وزیر پیشین صنعت که استیضاح او ۵۰ امضا ‏داشت، از رفتن به جلسه بررسی استیضاح خود در کمیسیون انصراف داد و پس از استعف، برای یک وزارتخانه عریض و طویل ‏تر یعنی وزارت کار از همان مجلسی که در پی استیضاحش بود رای اعتماد گرفت؛ قابل تامل اینکه فراکسیون امید هم از او ‏حمایت کرده بود. ‏

در شورای شهر هم وضعیت به همین صورت است؛ سومین شهردار تهران در حالی انتخاب شده که ممکن است در روز‌های آتی ‏با عدم تایید او، این قصه همچنان ادامه داشته باشد. در این بین، سهم خواهی غیرقابل تصور برخی احزاب اصلاح طلب دارای ‏نماینده در شورا، بی تردیدی یکی از عوامل اصلی این اتفاق است. این سهم خواهی و لجبازی، باعث شده تا آن‌ها حاضر نشوند حتی ‏برای رفع مشکل شهردار، بپذیرند که یکی از اعضای شورا از آن خارج شده و به عنوان شهردار انتخاب شود؛ بهانه آن‌ها در به هم ‏خوردن یکدستی ترکیب شورا و ورود یک اصولگرا به جمع یک شورای ۲۱ نفره، ناگفته غیرمنطقی و بیشتر شبیه یک لجبازی ‏است تا دلیل. ‏

نتیجه این عملکرد آن شده که هر روز نگرانی از تکرار سرنوشت شورای شهر اول بیشتر و بیشتر شود؛ شورایی که با مشکلاتی ‏کم و بیش مشابه روبرو شد و در نهایت به تعطیلی کشیده شد تا مردم در انتخابات دور بعد، بر خلاف تصور اصلاح طلبان با ‏صندوق رای قهر کرده و یک شورای یکدست اصولگرا را تشکیل دهند. ‏

اظهارات عجیب محمدرضا خاتمی

تردیدی نیست که همه این مشکلات نقش تصمیم گیران اصلی جریان اصلاح طلب غیرقابل انکار است. اما آن‌ها به نظر می‌رسد ‏تمایل چندانی به پذیرش مسئولیت ندارند. به عنوان یکی از آخرین اظهارات یکی از چهره‌های موثر اصلاح طلبان، محمدرضا ‏خاتمی، دبیرکل پیشین مشارکت اظهاراتی را بر زبان رانده که چه بسا همین عدم مسئولیت پذیری را نشان می‌دهد. خاتمی با اشاره ‏به محدودیت‌های اصلاح طلبان در معرفی کاندیدا گفته: «شاید ۱۴۰۰ به این نتیجه برسیم که اصلا کاندیدایی معرفی نکنیم». او ‏حتی به انتخابات سال ۸۸ هم اشاره و همین نظر را درباره آن تکرار کرده و گفته: «بزرگترین اشتباه اصلاح طلبان در سال ۸۸ ‏این بود که کاندیدا معرفی کردند، نباید این کار را می‌کردیم». به گفته او، «معتقد هستم که امکان اینکه بگذارند یک نفر از ‏اصلاح طلبان رئیس جمهور شود وجود نداشت.» ‏

اظهارات محمدرضا خاتمی آن هم ۵ سال پس از انتخاب گزینه مورد حمایت اصلاح طلبان در ریاست جمهوری و نیز پس از به ‏دست گرفتن تمام کرسی‌های شوراسی شهر تهران و درصد زیادی از کرسی‌های مجلس، به راحتی می‌تواند به شانه خالی کردن ‏از زیر بار مسئولیت تعبیر شود. افکار عمومی حق دارد این پرسش را مطرح کند که اگر فکر می‌کردید معرفی کاندیدا و شرکت ‏در انتخابات، نتیجه مطلوبی ندارد، چرا اکنون و در روز‌هایی که مردم به دعوت شما به کاندیداهایتان رای داده اند و باید پاسخگو ‏باشید، به چنین نتیجه‌ای رسیده اید؟

جالب اینجاست که اظهارات رضا خاتمی در سال ۹۱ درست عکس اظهارات فعلی اوست. او در سال ۹۱ و کمی قبل از انتخابات ‏سال ۹۲ در توضیح لزوم شرکت اصلاح طلبان در انتخابات حتی از کاندیدا‌های اصلی و حداکثری هم صرفنظر کرده و گفته بود: ‏‏ «وقتی ما این را می‌گوییم برخی اشتباه می‌کنند. فکر می‌کنند که ما می‌گوییم مثلا بنده رضا خاتمی را بیایید اجازه دهید نماینده ‏مجلس شود. من که این را نمی‌گویم‎. ‎‏ ما می‌آییم تضمین می‌کنیم که مثلا اگر نسبت به این پانصد نفر، هزار نفر حساسیت وجود دارد ‏ما قول می‌دهیم این‌ها در انتخابات شرکت نکنند. اما بقیه را بگذارید بیایند، یک انتخابات آزاد برگزار شود و هر کسی که از ‏صندوق بیاید بیرون این امنیت ملی را تضمین می‌کند.» ‏

کارنامه عملکرد اصلاح طلبان بدون تردید با تصمیمات و نوع عملکرد سیدمحمد خاتمی نیز بستگی مستقیم دارد. خاتمی به عنوان ‏محور فعالیت‌های اصلاح طلبان در انتخابات ۹۲ و ۹۴ به همراه آیت الله هاشمی و در انتخابات ۹۶ به تنهایی، نقش اصلی و تعیین ‏کننده در رای آوری این جریان سیاسی داشته و طبیعتا مسئولیت آن را نیز بر اساس مشی و رفتار سیاسی که از او سراغ داریم بر ‏عهده خواهد گرفت. ‏

در این بین، عملکرد فراکسیون امید در مجلس و نیز اعضای شورای شهر، خواه ناخواه به او نسبت داده می‌شود و حتی بسیاری از ‏اعضای این دو نهاد، تصمیمات خود را با نظر خاتمی منطبق می‌کنند. در این میان اعضای شورای شهر، تصمیمات و انتخاب ‏های خود در مسائل حیاتی از جمله انتخاب شهردار را به شخص خاتمی نسبت داده و می‌دهند. ‏

اینکه گفته می‌شود خاتمی با شهردار شدن یکی از اعضای شورا مخالفت کرده و یا در انتصاب‌های شهرداری نظرات خاصی ‏دارد، همگی موضوعاتی است که نیاز به روشن شدن و تعیین تکلیف دارد. اگر چنین باشد، نمی‌تواند انتظار داشت هم ژست ‏اپوزیسیونی خود را حفظ کنیم و هم به صورت مستقیم در روند سیاسی از جمله شورای شهر و انتخاب شهردار دخالت داشته باشیم.

سکوت در برابر امتیازدهی به پدرخواندگان خودخوانده اصلاح طلب موضوعی نیست که براحتی برای افکار عمومی قابل توجیه باشد. اگر چنین شبهه ای وجود دارد، بی تردید، راهکار آن عمل به یکی از شعارهای اصلاح طلبان اندکی یعنی «پاسخگویی» و شفافیت است.

هم اپوزوسیون هم پوزوسیون؟

برادران عزيز خاتمي باید بدانند نمی توان هم ژست اپوزوسيون گرفت، هم لذت پوزوسيون را چشید! نمی شود هم منتقد حاكميت بود، هم نقش اولِ بستن ليست هاي انتخاباتي، انتخاب شهرداربود و بر حذف چهره هاي مردمي كه حاضر به امتيازدهي به پدرخواندگان خودخوانده اصلاح طلب نيستند اصرار ورزید! اندكي صداقت با مردم، بد نيست؛ "توصيه به راستگويي" تنها براي استفاده در سخنراني هاي زيبا نيست. بی شک "تَكرار" بي صداقتي، آفتيست كه گريبان همه را مي گيرد.

‏به نظر می‌رسد شفافیت و صداقت با مردم و رفع هرگونه شبهه، مهمترین کاری است که سران جریان اصلاح طلب باید به آن ‏همت گمارند و طبیعتا در این راه، شخص خاتمی می‌تواند پیش قدم شده و چنین روندی را در میان اصلاح طلبان جا بیندازد؛ در ‏غیر این صورت با عملکرد فعلی اصلاح طلبان، بعید نیست مردم دیگر در سال‌های ۹۸ و ۱۴۰۰ و حتی بعد از آن، قید پای ‏صندوق امد با یک «تکرار» را بزنند.

محمدرضا خاتمی در همین اظهارات اخیرش که به آن اشاره شد، با حسرت اذعان کرده است که کاش در انتخابات سال 84 که کاندیدای آنها مصطفی معین بود، به نفع مهدی کروبی کنار می رفتند. این سخن، بسیار حیاتی و قابل توجه است. آیا بهتر نیست با برخورد مدبرانه، تصمیماتی گرفته شود که به جای برخوردهای بسته و فرار از پاسخگویی ، بعد از انتخابات سال 1400 یا در درگیریهای شورای شهر و نزاع ها بر سر شهرداری، چنین حسرت هایی تکرار نشود؟