وحدت ملی و دولت آقای احمدی نژاد
 |
آنان که امروز زمامداران دیروز را به سخره گرفته و به درست یا .... نقد می کنند، فراموش نکنند که قضاوت مردم هر چند کمی بعد از صدارت زمامداران، ملموستر است؛ اما برای همیشه در تاریخ ایران زمین ثبت خواهد شد. به راستی کدام یک از آن دو معتقد است «چو ایران نباشد، تن من مباد»! |
6/4/1388
يادداشت وارده* - انتيران: نبود استراتژی ملی در سیاستگذاریهای کلان سیاسی گاه سبب میگردد تا فرصتهای استثنایی در یک نظام با بی تدبیری کوچکی به بحرانی بزرگ برای آن حکومت بدل شود امری که ما در این ایام شاهد آن در ایران بوده ایم.
آنچه هم اینک ما به عنوان نیاکان آیندگان این سرزمین می سازیم بخشی از گذشته سرزمین آنان خواهد بود.
بی شک از ابتدای انقلاب اسلامی ایران تا به امروز افراط و تفریطهای زیادی رخ داده است که با کمی مسامحه آن را اشتباهات و طبیعت انقلابها می خوانیم. لیکن هر چه از عمر این انقلاب می گذرد این اشتباهات نابخشودنی تر جلوه می نماید؛ چراکه دیگر زمان آزمون و خطا گذشته است. اگر قرار است ایران در آستانه بی اعتمادی مردم به حکومت خویش قرار گیرد امری که دشمنان آن! سالها برای چنین روزی لحظه شماری کرده و برای آن هزینه نیز کرده اند، ولی بدان دست نیافته بودند، نقش دولت جدید آقای احمدی نژاد در ترمیم این شکاف چه خواهد بود؟ برای پاسخگویی به این سوال باید موضوع را از چند زاویه نگریست:
1-نگریستن به عنوان غنیمت و فرصتی شخصی برای خود و دولت: در این نگاه علیرغم حرف و حدیث هایی که در خصوص ترکیب تقریبا یکدست جناحی هیئتهای اجرایی و نظارت در سطح کشور و شک بخش عمده ای از مردم به سلامت انتخابات و... وجود داشته آقای احمدی نژاد همچنان به خس و خاشاک خواندن مخالفین ادامه داده و صرفا به این بیندیشد که به هر حال پیروز شده و قانونا مدیریت کشور در دستان اوست. لذا اولا مجوز مخالفت قانونی را ندهد و ثانیا در صورت تداوم مخالفتها برای برخورد با مخالفین به اهرم قانون! متوسل شود.یعنی استفاده کاملا ابزاری از قانون. همچنین از سوی دیگر بدون توجه به آتیه ایران و یا حداقل بدون توجه به وضعیت ارزی کشور واقتصاد جهانی صرفا با تزریق پول به مردم برای جلب توجه کوتاه مدت آنان تلاش نماید تا این مخالفتها را در جای دیگری جبران نموده و مثلا افزایش تعداد موافقان را در جای دیگری که لزوما از اقتصاد ملی اطلاع چندانی ندارند.جستجو نماید.
2- نگریستن به عنوان مردی نگران ایران: نگریستن از این زاویه لازمه اش فراموش کردن منافع زودگذر شخصی و جناحی است. فارغ از اینکه اعتراضات و مخالفتهای مردمی اخیر تا چقدر بحق یا ناحق است، اصولا اصالت ادعاهایی چون خدمت و وطن دوستی، اصولگرایی، اصلاح طلبی و... و....را می باید با میزان نفع شخصی از این ادعاها سنجید. حتی اگر آقای احمدی نژاد این اعتراضات را ناحق! فرض کند اینک به عینه می بیند که بیگانگان چگونه به این کشور طمع برده اند. اگر او حاضر شود به هر قیمتی بر سر قدرت برای خدمت! باقی بماند دیگر نمی توان نام آن را وطن دوستی گذاشت. این مسئله در مورد آقای میرحسین موسوی هم صادق است. قصه همان قصه مادری است که وقتی دید قاضی می خواهد فرزندش را دو نیم کند و نیمی از آن را به زن دیگر که او هم مدعی مادری آن طفل را دارد، بدهد برای حفظ جان فرزندش از حقش گذشت و گفت من دروغ گفتم؛ من مادر این طفل نیستم. بی شک اینک این چنین است کدام یک وطنش را همچون مادر، عزیز می دارد؟ در کدامشان حب وطن قویتر از حب جاه است؟ موسوی یا احمدی نژاد؟ یا هردو؟ اگر موسوی چنین حسی داشته باشد طبعا از آنچه که حق خود و رایی که به او داده اند، می داند با ملاحظه خطری که انسجام کشور و میهنش را تهدید می کند دست خواهد کشید. اگر احمدی نژاد چنین حسی را به کشورش داشته باشد برای حفظ اعتبار کشورش از یکسو و جلوگیری از فروپاشی اتحاد ملی، حد اقل کاری که باید انجام دهد تشکیل دولت ائتلاف ملی خواهد بود. امری که او با رای كسب شده! با آنکه حق دیگر گروههای داخلی نمی داند برای حفظ انسجام کشورش و احساس تعلق دولت به همه گروهها در این شرایط حساس که شغالان طمع بر این مملکت برده اند به آن تن در دهد.
بازنده چنین سیاستی بلاشک سوء استفاده گران و اجانبی خواهند بود که می خواستند از اختلاف داخلی اخیر با گلالود کردن آب ماهی بگیرند.
آیا زمامداران این مملکت از صدر تا ذیل درکی از شرایط فعلی آن دارند؟ یا اینکه با اندک تجمع طرفدارانشان! جوگیر شده و بدون تامل، آرامش ظاهری را به معنای پایان ماجرا تلقی نموده و تنها زمانی که این دمل سر باز می کند و دیگر راهی جز تركيدن ندارد، به فکر چاره می افتند.
تاریخ اغلب در کوتاه ترین زمان پس از صدارت زمامداران قضاوت خواهد کرد. قضاوتی بدون توجه به ابهت کاذبی که داشته اند. گاه عریان شدن این حقایق و قضاوت چنان بی رحمانه می نمایاند که ملت از شنیدن آن شوکه می شوند. لذا آنان که امروز زمامداران دیروز را به سخره گرفته و به درست یا .... نقد می کنند، فراموش نکنند که قضاوت مردم هر چند کمی بعد از صدارت زمامداران، ملموستر است؛ اما برای همیشه در تاریخ ایران زمین ثبت خواهد شد. به راستی کدام یک از آن دو معتقد است «چو ایران نباشد، تن من مباد»!
احمد شیروانی*
ahmad_shirvane@yahoo.com
***
»»» اطلاع رساني از ما! »»» تأمل از شما!
»»» لطفاً به منبع هر خبر توجه كنيد!«««
بازگشت به صفحه اصلي
|