اتحادیه کشورهای وارث تمدن ایرانی
اتحادیه کشورهای وارث تمدن ایرانی
 طرح تجمیع انتخابات ریاست‌جمهوری و شوراها تائید شد :::  بررسي طرح تجميع انتخابات در شوراي نگهبان :::  مجلس تمديد فعاليت دوره سوم شوراها تصويب كرد :::  تصويب تعويق انتخابات شوراها در مجلس :::  اظهارنظر كارشناسي مركز پژوهش‌ها درباره انتخاب شهرداران :::  شهردار بايد توسط مردم انتخاب شود :::  بهتر است كه شوراها كاملا حذف شوند :::  براي برگزاري انتخابات شوراهاي اسلامي آمادگي كامل داريم :::  حمايت رئيس مجلس از تمدید شوراها :::  تجميع انتخابات رياست‌جمهوري و شوراهاي شهر عملي و اجرايي نيست :::  از انگيزه‌هاي من براي حضور در انتخابات، بيمه كردن آينده انقلاب بود :::  آمادگي كامل وزارت كشور براي برگزاري انتخابات شوراها در موعد مقرر‌ :::  انتخابات شوراها برای 22 ماه به هیج وجه به مصلحت نیست :::  طولاني‌تر شدن دوره فعلي شوراها موجب كاهش هزينه‌هاي انتخابات مي‌شود‌ :::  فعالیت نرم انتخاباتی یک گروه سیاسی برای ریاست جمهوری :::  6 ساله شدن شوراها از نظر حقوقي مشكلي ندارد :::  متن کامل طرح پيشنهادي اصلاح قانون تجميع انتخابات :::  تجميع انتخابات هزينه‌‌ها را كم مي‌كند :::  تجميع انتخابات به نفع شهر و شهروندان نیست :::  جزييات طرح تجميع انتخابات ::: حركت به سمت استاندارد ‌هاي جهاني ::: انتخابات شهردار و شوراها باید تشکیلاتی باشد ::: آیا شهرداری «دولت یک شهر» می‌شود؟ ::: دغدغه اصلی سیدحسن پس از انتخابات از زبان صادق طباطبائی ::: جزئیات ماجرای نامه معروف به رهبر انقلاب ::: انتخاب شهردار توسط مردم و افزايش مقبوليت عمومي ::: يك گام مهم به سوي مردم‌سالاري ::: علی سعیدلو می‏تواند رئیس دولت یازدهم شود؟ ::: پیشنهادی برای تجمیع بهینه انتخابات ::: خیز اصولگرایان میانه رو برای پرکردن جای خالی اصلاح طلبان محذوف! ::: بازخوانی تلاش‌ها از سال 85 برای تجمیع انتخابات ::: 8 تفاوت خواندني شهرداري ها و شوراي شهر در لبنان و ايران ::: دوست داشتن یا نداشتن چهره یک سیاستمدار، مسئله این است! ::: انتخابات در ایران؛ گذشته و حال ::: تحلیلی بر لایحه اصلاح قانون انتخابات (2) ::: تحلیلی بر لایحه اصلاح قانون انتخابات (1) ::: قوانین و نظام انتخابات در دوران مشروطه ::: تحلیلی بر انتخابات دوره یازدهم ریاست جمهوری ::: شوراها در قانون اساسي ::: ولایت مداری و ولایت پذیری :::






 

ميرحسين، خاتمي و كروبي مثلث متفاوت الاضلاع دهمين دوره انتخابات

عباس اورنگ*



19/11/1387---------------------------------------------------------------------------------------------------------

تا چندي پيش نه تنها اصولگرايان و يا در دايره اي محدود‌تر حاميان مستقيم دولت حتي اصلاح طلبان نيز هرگز پيش بيني نمي كردند اوضاع انتخابات به گونه ورق خورد كه تا اين حد يارگيري‌هاي انتخاباتي به اعلام نظر كانديداي اصلاح‌طلبان ارتباط پيدا كند.

بي شك كليه اصولگرايان و حتي اصلاح طلبان به پشتوانه‌ سفرهاي استاني دولت و ايجاد گفتمان تعامل بي واسطه با مردم، موضع‌گيري‌هاي صريح در مناسبات بين الملل خصوصا امور مربوط به انرژي هسته اي و ادبيات ساده، غيرديپلماتيك و بي پيرايه رياست محترم جمهور در تعامل با توده مردم خصوصا روستاها و شهرهاي كوچك و ... يقين بر آن داشتند به اتكاي عوامل فوق الاشاره و به ادعاي حمايت بسيار زياد مقام معظم رهبري از دولت توسط حاميان دولت ، دكتر احمدي نژاد در يك انتخابات حداكثري با تفاوت راي بسيار بالا پيروز انتخابات دهم شده و حاميان وي شاهد پيروزي دومين حضور رئيس جمهور محبوبشان را بر مسند رياست جمهوري در آغوش خواهند كشيد.

ولي وقوع برخي اتفاقات رفته رفته اين انتظار را با چالشهاي مواجه ساخت كه از جمله مهمترين آن عوامل مي توان به كاهش بسيار زياد بهاي نفت در بازارهاي بين المللي و وجود برخي اصطكاك‌ها در تعاملات دولت نهم و مجلس هشتم، بازي دولت بر محور تاكتيك هاي فردي به جاي استفاده از سلوك تيمي با مشاركت همه گروههاي اصولگرايي در دولت نهم و ... همه و همه باعث شده است تا حدودي بين حوزه اصولگرايي انسجام حداكثري با موانعي روبرو گردد كه همين موضوع فضا را براي عرض اندام جناح رقيب فراهم ساخت. (شرح مبسوط آن در مطلبي تحت عنوان تحليل دهمين انتخابات رياست جمهوري به قلم اينجانب بيان گرديد.).

از اين رو برخي اتفاقات و چالشهاي پيش آمده باعث شد تا حاميان افرادي همچون كروبي و خاتمي از جناح اصلاح‌طلبان و طرفداران صبور ميرحسين نخست وزير محبوب حضرت امام (ره) از گرايشهاي اصول‌گرايي يا اصلاح طلبي ، نيروهاي خط امام(ره) ، نيروهاي نسل اولي انقلاب تا حدودي شانس توفيق براي كانديداي خود بدست آورند و به نوعي از اهرم هاي خويش جهت ترغيب فرد مورد علاقه خود براي حضور در ماراتن انتخابات استفاده نمايند.

حال نكته اساسي اين است كه منتقدين وضع موجود و يا اصلاح طلبان مبتني بر كدام رفتار سياسي و استراتژي انتخاباتي چگونه مي توانند از اين فرصت باد آورده كه حتي براي فراهم آوردن آن هيچ زحمتي نكشيده‌ اند حداكثرسازي نموده و اصولگرايان و يا حاميان دولت مبتني بر كدام استراتژي مي توانند آسيب‌پذيري جناح خويش را از اين شرايط به حداقل سازي نمايند.

بي هيچ توضيحي بايد اشاره كرد عليرغم عدم محدوديت قانوني مبني بر حضور بيش از دو يا سه كانديدا در رقابت انتخاباتي، شايسته ترين حالت آن است كه كانديداها خويشتن‌داري نموده و انتخابات به جاي رقابت بين تعدد افراد، رقابت بين دو و يا حداكثر سه ديدگاه و برنامه البته متكي بر راي آوري و مقبوليت مجري برنامه ها در اذهان عمومي مردم برگزار گردد.

به همين منظور بخاطر تطهير و جلوگيري از اتهام به برخوردهاي سلبي به نظام در محدودكردن كانديداها توصيه مي گردد كانديداها :

اولا بمنظور ايجاد فرصت بيشتر براي مردم جهت مطالعه برنامه‌ها و همچنين كاهش هزينه هاي ملي از كثرت كانديداتوري اجتناب نمايند.

ثانيا بر هر عقل سليمي مثبوت است كه همواره در رقابتهاي انتخاباتي شانس پيروزي در حالت اجماع بيشتر است حتي اگر اجماع منجر به افزايش قطاع كيك جشن پيروزي گردد. پس اصول گرايان و اصلاح طلبان در اين شرايط چاره ‌اي جز اجماع با نيروهاي همسو و يا مخالف رقيب هر چند كه بطور مطلق هم فكر نباشند در جهت جلوگيري از پيروزي رقيب ندارند.

بر هر فعال سياسي - انتخاباتي محرز است كه رقابتهاي انتخاباتي همواره متكي بر مجموعه اي از مزيتهاي نسبي رقابتي كانديداها و تاثير آنها بر افكار مردم منتج به پيروزي يا شكست كانديداها مي گردد.

در يك رقابت انتخاباتي معمولا واجدين شرايط راي را مي توان به چند دسته تقسيم نمود.

دسته اول: حاميان و طرفداران يك فرد كه در هر شرايطي بدور از هرگونه رويكرد فكري – سياسي متاثر برخي ويژگي هاي شخصيتي ،‌ شيفته يك كانديدا بوده و در راستاي پيروزي علاقه خويش تلاش مي نمايند.

دسته دوم : مخالفان و منتقدان يك كانديداها كه صرف نظر از علاقه مندي و يا عدم علاقه به رقيب كانديداي مورد غضب خود، بمنظور شكست فرد مورد غضب خويش، از هيچ فعاليتي اجتناب نمي‌نمايند.

دسته سوم : طرفداران يك پارادايم فكري و يا گرايش سياسي.

دسته چهارم : مخالفان يك جناح فكري و گرايش سياسي كه در حالت اول بدنبال توفيق حوزه فكري مورد علاقه اشان توفيق يابد و در حالت ثانوي براي برپايي جشن شكست گرايش سياسي و جناح فكري رقيب حداكثر اهتمام خود را انجام خواهند داد.

و دسته هاي ديگر افرادي كه حضور و عدم حضور برايشان بي تفاوت است.

شايد به نظر رسد كه دسته اول و دوم و يا دسته سوم و چهارم خيلي با يكديگر تفاوت ندارد ولي با نگاهي تحليل گرايانه مي توان اثبات نمود كه هر يك از اين دسته بندي هاي مرزبندي هاي گاه بسيار مشخص و گاه بسيار ظريف دارند.

از اين رو با توجه به اينكه عنوان اين موضوع كه اين مقال را "مثلث متفاوت الاضلاع خاتمي ، كروبي و ميرحسين" نام نهادم سعي دارم در تحليلي واقع گرايانه وضعيت رقباي احتمالي جناح رقيب دولت را به تصوير كشانم.

دسته اول:

بنابر ماتريس تحليل مزيت نسبي رقابتي سه ضلع فوق الذكر بايد اشاره كرد كه وضعيت خاتمي و ميرحسين در اين دسته مطلوبتر از وضعيت شيخ اصلاحات (كروبي) است. بنابر بررسي حافظه تاريخي مردم ، عده اي زيادي از جمعيت كشور خاتمي را به خاطر ذوق و شوق هنري اش، شادابي و خنده چهره ،‌ محبوبيت ناشي شده از سيماي ظاهري، تحصيلات حوزه و دانشگاهي و ... مي شناسند كه به همين خاطر سيد اصلاح طلب در جمع كثيري از مردم داراي محبوبيت فردي بدور از توجه مردم به گرايش سياسي است. اما ضلع ديگر مثلث ميرحسين است. شخصي كه اصولگرايان به او نسبت اصلاح طلبي نمي دهند و اصلاح طلبان نيز او را خارج از گفتمان اصلاح طلبي دسته بندي نمي كنند.

ميرحسين شخصي است كه در بين عاشقان مرام و مسلك معمار كبير انقلاب بي نظير يا كم نظير است. وي در كنار يادگار امام(سيداحمد) تنها شخصي كه رهبر فقيد انقلاب هيچ وقت او را به نام خانوادگيش يعني "موسوي" صدا نزد و هرگز بواسطه علاقه از صدا زدن وي با نام كوچكش(ميرحسين) ابايي نداشت. ميرحسين در كنار محبوبيت ناشي از توجه ويژه امام(ره)،‌ فردي مشهور به اوصاف همچون سنگيني ،‌ متانت،‌ وقار،‌ انقلابي ،‌ معتقد به ارزشها،‌ مشرف به اصول ديپلماتيك و كشورداري ،‌ خوشنام بواسطه پيشينه كاري بسيار مثبت در ذهن مردم خصوصا در احاطه به كنترل شديد قيمتها در دوران جنگ و مهار بحرانهاي بسيار طاقت فرسا و نفس گير ناشي از نوپايي انقلاب و جنگ تحميلي است. ميرحسين كه دانش آموخته رشته معماري است بواسطه تحصيلات دانشگاهي واجد يك شخصيت كاملا هنري است تا جايي كه بسياري از مردم نمايشگاه هاي نقاشي وي را بطور مكرر بازديد كرده اند و در كنار اين ويژگي ها دوري ميرحسين از مناسبات سياسي دهه هفتاد و هشتاد كشور ،‌ كه از قضا مردم هم خيلي از آن رويدادها راضي نيستند به جذابيتهاي ميرحسين افزوده است ضمن اينكه رضايت نسبي مردم از شرايط اقتصادي دهه شصت براي وي محبوبيتي دو چندان ارمغان آورده است. و اما شيخ اصلاحات (مهدي كروبي) كه ابتدا رياست بنياد شهيد را بر عهده داشت و بعد از آن رياست چندين دوره مجلس شوراي اسلامي را در كارنامه خود دارد به دليل عدم تصدي مسئوليت ‌هاي اجرايي ، در سابقه تاريخي اذهان مردم چندان شناخت خاصي از وي وجود ندارد. البته تا حدودي مي توان عنوان كرد كه بارزترين ويژگي كروبي صراحت لهجه ايشان است كه شايد بتوان محبوبيت قابل ملاحظه ي كروبي در استان هاي لرنشين را به عنوان مزيت نسبي ديگري براي كروبي شناسايي كرد. كه البته با اين اوصاف وضعيت ميرحسين كمي بهتر است چراكه ميرحسين نيز محبوبيت قابل توجه اي در استانها ترك زبان كشور دارد. كه سابقا نيز اين قبيل تعصبات قومي در كشور وجود داشته همانطور كه در انتخابات رياست جمهوري ادوار قبل قاليباف آراء قابل توجه اي در خراسان،‌ كروبي در لرستان، ‌لاريجاني در مازندران و شمخاني در خوزستان و ... بدست آوردند. با اين حال مي‌توان در دسته اول ميزان آراء بيشتري را براي ميرحسين و خاتمي به نسبت به كروبي پيش بيني كرد.

دسته دوم:

در اين دسته وضعيت كمي متفاوت تر است. مطابق با اين دسته بندي مي توان گفت كه ميرحسين و كروبي دشمن شخصيتي فردي ندارند ولي وضعيت خاتمي در اين دسته چندان مناسب نيست خاتمي كه متهم به بسياري ولنگاري هاي فرهنگي، ‌حمايت و نزديكي به عناصر و نيروهاي غير ارزشي،‌ توجه بيش از حد به فعاليت‌هاي سياسي و فرهنگي و كم توجهي به فعاليت اقتصادي در دولت هفتم و هشتم، عدم استواري در برابر فشارهاي بين المللي خصوصا موضوع انرژي هسته اي و ... در اذهان نيروهاي ارزشي و پيروان خط امام و رهبري ،‌ نيروهاي حزب ا... است به مراتب دشمنان و يا مخالفان بسياري نسبت به دو رقيب ديگر دارد.

دسته سوم:

بدون شك طرفداران گرايش فكري اصلاح طلبي چنانچه بخواهند آرا خود را متاثر از نگاه جريان فكري يا گرايش سياسي به صندوق هاي آراء بريزند در صورت حضور تنها يك از كانديداهاي جبهه اصلاحات چه كروبي و چه خاتمي، آراء خود را تقريبا به نفع كانديداي جريان اصلاح طلب واريز خواهند كرد. البته در اين حالت خاتمي وضعيت بهتري دارد چرا كه اين احتمال وجود دارد برخي از حاميان دوم خرداد در صورت حضور تنها يك كانديداي اصلاح طلب آن هم كروبي وارد عرصه انتخابات نشوند. وليكن در صورت عدم حضور هر يك از دو كانديداي اصلاح طلب يا شخص ثالث ديگري از اين اردوگاه ، به نظر مي رسد اصلاح طلبان ترجيح دهند آراء خود را به ميرحسين دهند. هر چند كه ميرحسين با تعاريف ادبيات سياسي موجود مطلقا به عنوان يك فرد اصلاح طلب قابل دسته بندي نيست ضمن اينكه به اعتقاد برخي از اصولگرايان و يا افراد معطوف به جناح راست سنتي از جمله افراد ذي نفوذي همچون عماد افروغ و نوباوه و ... ميرحسين فردي اصولگرا است. به همين خاطر در صورت عدم وجود ساير كانديداهاي اصلاح طلب در دسته سوم ميرحسين علاوه بر آراء اصلاح طلبان آراء قابل توجه اي از نيروي هاي پيرو خط امام(ره) و نيروهاي اصيل انقلاب و بسياري از بچه هاي جبهه و جنگ را در سبد خود جمع خواهد كرد به اين ترتيب ميزان آراء قابل جمع آوري ميرحسين در دسته سوم حداقل بر روي كاغذ بيشتر از دو كانديداي اصلاح طلب است.

دسته چهارم:

بسيار طبيعي است در يك فضاي دموكراتيك يك جريان فكري خصوصا جريان فكري حاكم چه اصلاح طلب باشد و چه اصولگرا ، از دورن خود و يا از بيرون خود منتقداني داشته باشد. در اين حالت بطور قطع و خوشبينانه نمي توان مطمئن بود كه همه مخالفان يك جناح به طرف مقابل راي دهند. معمولا مخالفان يكي از سه رفتار ذيل را اتخاذ مي كنند: انقلاب،‌ انفعال ،‌ رفرم

انقلاب: در حالت انقلاب فرد چه از درون و چه از بيرون يك گرايش فكري نقطه مقابل را بر مي گزيند و به سمت رقيب روانه مي گردد در اين صورت مخالفان يا دلزده شدگان از جناح اصلاح طلبان به اصولگرايان روي آورده و بالعكس با اين تفسير فرقي نمي كند هر يك از اين سه كانديدا در صورت حضور واحد اكثريت آراء منتقدين دولت را در سبد خويش خواهد ديد.

انفعال : در حالت انفعال فرقي نمي كند كه چه كسي وسط كارزار انتخابات است افراد يا در انتخابات حضور پيدا نمي كنند و حضورشان صرفا در جهت مشروعيت نظام بوده ولي نام كسي را در برگ راي خود نقش نخواهند كرد.

رفرم : در حالت رفرم افراد به جريان فكري خود ايمان دارند ولي سعي دارند در درون جريان فكري با تغيير گزينه ها خصوصا در هيات رهبري جريان فكري اصلاحات و تحولاتي را بوجود آورند. در اين صورت شانس ميرحسين و كروبي در جلب نظر رفرم طلبان جريان اصلاحات بيش از خاتمي است چرا كه به عقيده برخي از افراد ذي نفوذ جريان اصلاح طلبي همچون كرباسچي ، زيباكلام و ... آزموده را آزمودن خطاست و اما وضعيت در بين رفرم طلبان جريان اصولگرايي وضع به گونه ديگري است بديهي است رفرم طلبان جريان اصولگرايي چنانچه تا لحظه آخر توسط بزرگان و افراد نافذ جريان اصولگرايي تغيير رويكرد ندهند قطعا به دنبال كانديداي جديدي با خط فكري مشابه خواهند رفت. كه از آن جمله مي توان مجموعه اصولگرايان – اصلاح طلب(حاميان قاليباف)، مجموعه حزب ا... به رهبري آيت ا... دكتر خرازي ،‌ حاميان افراد شاخصي همچون ناطق نوري، احمد توكلي، محسن رضايي، عماد افروغ،‌محمد خوش چهره،‌ حسن سبحاني، مصباحي مقدم، طهماسب مظاهري و ... را نام برد. كه در بين در صورت عدم حضور كانديداهاي ذي نفوذ ديگري به جز دكتر احمدي نژاد در بين اصولگرايان، بنا به وابستگي و علاقه بسيار ميرحسين به اصول و ارزشهاي بنيادين انقلاب و حركت بر سبيل تفكرات بنيادين امام راحل آراء قابل توجه اي از اين مجموعه را به سمت خود متمايل سازد چيزي كه به حتي كمتر از يك درصد آن آراء نيز هرگز به سمت خاتمي و يا كروبي سوق نخواهد يافت و بعيد نيست در صورت عدم كانديداي شاخص يا اصولگرا قسمتي از اين آراء به سمت رفتاري انفعالي سوق پيدا كند و قسمتي نيز از روي اضطرار به مجددا به دكتر احمدي‌نژاد برگشت نمايد.



* رئيس انجمن رفاه و تامين اجتماعي

***
اختصاصــي هـاي سايـت انتخـابـات ريـاســت جمهــوري

*****
اخبار روز: صفحه دوم

اخبار روز: صفحه سوم


ارسال خبر به دوستان تعداد نمايش : 228