آخرين اخبار
ائتلاف کاندیداهای مستقل در انتخابات شورای تهران
كد خبر : ۳۸۱۰۶
زمان ارسال :‌ ۳:۱۰ ۱۴۰۰/۲/۲۷
چاپ خبر
دسته بندي : يادداشت
تعداد نظرات : 0

پروژه ای برای کاندیداهای ریاست جمهوری؛ سامان دهی مهارت های توسعه ای

پروژه ای برای کاندیداهای ریاست جمهوری؛ سامان دهی مهارت های توسعه ای کیومرث اشتریان


شاید پروژه موضوع این مقا له برای کاندیداهای ریاست ج مهوری و بسیاری از خوانندگان شگفت آور باشد. این پروژه ، به پندار من ، یکی از مهمترین علل ضعف توسعه اقتصادی-اجتماعی ما ایرانیان است. در اهمیت این پروژه باید اشاره کنم که آلمان در قرن نوزدهم در این باره قانونگذاری کرده و سابقه قانو ن گذاری فرانسویان در این موضوع به 110 سال پیش باز می گردد . دونالد ترامپ پس از روی کارآمدنش در سال 2017 شاید اولین دستور اجرایی خود را در این موضوع صادر کرد.

موضوع این مقاله گسترش کارآموز ی و مهارت های توسعه ای، فنی و حرفه ا ی است که مهمترین رکن توسعه جامعه ماست. علیرغم اهمیت این موضوع متاسفانه ما هنوز نتوانسته ایم این موضوع را از حیث حکمرانی، فرهنگی،قانون گذاری و مقررات ی به سامان برسانیم.
این مهارت ها هم شامل مهارت های توسعه ای -اجتماعی است و هم شامل مهارت های فنی و حرفه ای. در راس این مهارت های توسعه ای-اجتماعی می توان به فنون راه اندازی شرکت های بزرگ و تنظیمات نهادی-مدیریتی اشاره کرد. بنظر می آید که در مجموع جامعه ما جامعه غیرماهر یا کم مهارتیست. این در حالیست که از حیث فارغ التحصیلان دانشگاهی رتبه بالایی داریم و هزینه های ملی هنگفت و به زعم من بیهوده ای را صرف آموزش دانشگاهی در بخش خصوصی، بویژه در دانشگاه آزاد کرده ایم. در مقابل (در سال های اخیر) در بخش خصوصی سالانه حدودا 2 هزار و در بخش دولتی حدودا 4 هزار میلیارد تومان صرف آموزش های فنی حرفه ای شده است . در بسیاری از کشورهای توسعه یافته ارزش و استقبال از یک فارغ التحصیل مرکز فنی حرفه ای بسیار بیشتر از مراکز دانشگاهی ا ست. به باور من، یک کاندیدای ریاست جمهوری بایستی به دانش عمیقی در این حوزه دست یافته باشد و بتواند گسترش مهارت های توسعه ای، کارآموز ی و فنی حرفه ا ی را به یک عزم ملی و یک پروژه موفق تمدنی تبدیل کند. تلخ است ؛ ولی بنظرم باید گفت که ایرانیان از حیث مهارت های توسعه ای دچار مشکلات بزرگ تاریخی اند. پذیرش این امر ما را به اندیشه در راه حل و چاره جویی وا می دارد .

گسترش مهارت های توسعه ای، فنی و حرفه ا ی با کشور چه می کند؟

یکم، این مهارت ها از حیث توسعه ای و تمدنیبزرگترین تاثیر را در پیشرفت کشورها دارد وارزش آن مقدم بر ثروت ها و منابع طبیعی ماست. چرا که اسباب استحصال و یا استفاده از منایع خدادادی را فراهم می آورد. موتور محرکه پیشرفت است و جنبش عظیمی از " تولید مدنی "را در کشور فراهم می کند و مردم را از بیکارگی و تنش های بیهوده سیاسی-اجتماعی-فرهنگی باز می دارد.

دوم ، به باور من بخش زیادی از تنش های درونی کشور ناشی از بیکاری است که آن نیزناشی از فقدان مهارت های فردی برای کسب درآمد است. بخش زیادی از فعالان سیاسی از بیکارگی سر از بازار سیاست در آورده اند. البته زندگی حرفه ای سیاسی کار ارزشمند و ضروری برای کشور است و مایه حیات سیاسی است. اما بخش قابل توجهی از این فعالان سیاسی، معمولا هیچ هنری ندارند و از تامین زندگی خود درمانده اند . از این رو، یا به تروریسم روی می آورند یابه مباحثات سطحی سیاسی می پردازند یا در کار خدعه و نیرنگ و تخریب رقبای خود بر می آیند. چه بسیار از اینان که از بامداد تا شامگاه در جلسات غیبت و تهمت سیاسی اند یا در پای منقل شبکه های اجتماعی به اعتیاد مجازی گرفتارند.

سوم ، کارآموز ی و آموزش فنی حرفه ا ی انتظار از دولت به مثابه کارخانه شغل ساز ی را کاهش می دهد. این انتظار از بسیاری از دولت ها که خود از فقدان مهارت در اداره کشور رنج می برند اساسا بیهوده است. با افزایش مهارت هامردم مسئوليت تقدير خويش را بعهده می گيرند.

چهارم ، نظام رتبه بندی فنی حرفه ای سبب می شود تا مردم و بنگاه های کو چک و بزرگ در است خدام مهارت های گوناگون دچار ابهام و سردرگمی نشوند. به بیان ساده در نظر بگیرید یخچال خانه شما خراب شده است . شما نمی دانید به چه کسی مراجعه کنید و به آن کس هم که مراجعه می کنید میزان تجربه و مهارت او را نمی دانید چرا که نظام جا افتاده و اطمینان بخشی هم برای رتبه بندی آن ها وجود ندارد. همین مشکل در سطح ملی و برای جذب در بنگاه ها و شرکت های کوچک و بزرگ هموجود دارد.

پنجم. بسیار شنیده می شود که مسئولان و فعالان اجتماعی-سیاسی از این امر گلایه دارند ولی نوعا بگونه ای گلایه می کنند که گویی تبدیل به یک امر محتوم تاریخی شده و از تفکر برای ارایه راه حل استنکاف می کنیم. البتهگسترش مهارت های توسعه ای، کارآموز ی و آموزش فنی حرفه ا ی امر ساده ای نیست و به اختصاص چند سوله و تجهیز چند کارگاه خلاصه نمی شود.

چه بسیار کارگاه های مجهز به ماشین آلات که توسط آموزش و پرورش یا دیگر نهادها راه اندازی شده است که از فقدان آموزش دهنده حرفه ای یا اتصال به شبکه تولید و مصرف و بازار محروم است.

مطالعات کم و بیش مناسبی در این زمینه در کشور انجام شده و از حیث مقایسه ای نیز فعالیت هایی انجام شده است. اما تجربه ما ازدستگاه های اجرایی این است که بنظر می رسد که هنوز از فهم پیچیدگی های این موضوع مهم و استراتژیک غافلیم و عزم ملی و عرصه عمومی بحث و تفکر در این امر مهم در بدنه اجرایی کشور و در میان مردم وجود ندارد. هنوز کنکور و اخذ مدرک دانشگاهی در بورس ِ افکار عمومیست و این خود نشان از این غفلت تاریخی دارد . هنوز جوانی که ترک تحصیل کند و به خود اشتغالی بپردازد پذیرفتنی نیست و باید حت ما یک مدرک دانشگاهی غیر مرتبط و حتی نامعتبر را در انبان خود داشته باشد.

ششم. یک کاندیدای ریاست جمهوری اولا ، باید خود به فهم این موضوع نایل آید. برای این کار ضروریست که دانش های مرتبط با این موضوع را درک؛ مدیریت و سنتز کند. ثانیا ، بایستی بتواند این موضوع را به یک جن ب ش اجتماعی تبدیل کند. همچون " گروندیک پرليت " فیلسوفملی گرای دانمارک ی بایستی بتواند مر د م را از شرایط خود آ گ اه کند و شهر به شهر و روستا به روستا مردم را به جنبش عظیم مهارتی فرا بخواند و البته پیش از آن زیرساخت ها و زمینه های آن را در دولت و جامعه فراهم کند. و ثا لث ا، به الزامات جدید مهارت های توسعه ای و فنی حرفه ای در عصر دیجیتال در بخش خصوصی و عمومی آگاهی یابد. این الزامات از مهارت های راه اندازی کسب و کارهای خُرد تا الزامات دولت دیجیتال و اقتصاد پلتفرمی را در بر می گیرد که در نوشته های دیگری به آن پرداخته ام.

پ. ن. در توضیح جنبش اجتماعی " گرندويک "به این نکته اشاره می کنم که او يک فيلسوف ملي گرا ی دانمارکی بود که يک جنبش اجتماعي را بنا نهاد تا روش توليد کشاورزي دانمارک را تغيير د ه د. وي در نوشته ها و سخنراني هايي که در سراسر کشور ايراد کرد بر اين امر تاکيد مي کرد که کشاورزان بايد آموزش ديده و تربيت شوند و مسئوليت تقدير خويش را بعهده گيرند. درمدت زمان کوتاهي هنرستان های فنیمردمي محلي در سراسر دانمارک گسترش يافت. الهام گرفته از اين ايدئولوژي و تحت تاثير فشارهاي اقتصادي، کشاورزان به مالکيت تعاوني حول محور ماشين هاي لبنياتي محلي روي آوردند. در دهه 1880 شمار تعاوني هاي لبنياتي از 3 به 700 رسيد و از 1850 تا 1900 سهم صادرات کره از دانمارک به انگلستان از صفر به 60 درصد رسيد.

 یکشنیه ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۰


منبع : روزنامه شرق

كلمات كليدي : انتخابات 1400 ، انتخابات ریاست جمهوری ، انتخابات سیزدهمین دوره ، کاندیداها
كد تبليغاتي كمپين
اتحاديه كشورهاي وارث تمدن ايراني


براي حمايت از كمپين كد فوق را در سايت و يا وبلاگ خود كپي نماييد.