كد خبر : ۳۷۵۱۲ | زمان ارسال :‌ ۹:۵۸ ۱۴۰۰/۱/۲۱

انتخابات و شانس نامزد‌های ریاست‌جمهوری در ارائه برنامه باورپذیر عبور از گرانی

 روزنامه جوان در مطلبی با عنوان «انتخابات و شانس نامزد‌های ریاست‌جمهوری در ارائه برنامه باورپذیر عبور از گرانی /شانس نامزد‌ها در برنامه معیشتی مستقل از برجام است» به قلم علی علوی این گونه آورده است:


تحمل فشار حداکثری برای بسیاری از ناظران وقایع ایران باورپذیر نبود. مدال افتخار آن هم فقط بر سینه مردم می‌نشیند. با این حال گرانی و بی‌ارزش شدن پول ملی، چیزی نیست که این مدال‌آوران مطالبه‌ای از دولت آینده برای غلبه بر آن نداشته باشند. در واقع گرانی، آن هم «گرانی‌های بی‌بهانه» موضوعی نیست که بدون پاسخ و راه‌حل برای آن بتوان وارد عرصه انتخابات شد. حامیان دولت می‌دانند با این گرانی‌ها شانسی برای باقی‌ماندن در قدرت ندارند. گرانی‌ها البته دغدغه کسانی هم که به «مشارکت بالا» می‌اندیشند، هست. به همین خاطر باید دید اکنون که بسیاری از داخل همین دولت می‌خواهند وارد عرصه انتخابات شوند، آن هم در روزگاری که گرانی مسئله‌ای بر سر راه رئیس‌جمهور آینده است، چه برنامه‌ای برای گرانی و بازگشت قدرت خرید مردم دارند؟ یا منتقدان دولت چه برنامه‌ای خواهند داشت، زیرا هر نامزدی قطعاً می‌داند که بدون برنامه‌ای معقول درباره گرانی که مردم آن را باور کنند، توفیقی در انتخابات نخواهد داشت و این برنامه قطعاً نباید به معجزه برجام و بازگشت امریکا گره زده شود، زیرا این وعده هشت سال بر زمین مانده است و باوراندن یک شبه آن به مردم حتی اگر در همین روز‌ها امریکا به برجام بازگردد و گشایش‌هایی حداقلی را شاهد باشیم، مشکل است.

اکنون وقایع و اخبار کشور غیر از «گرانی بی‌بهانه و بی‌نظارت»، دو ضلع دیگر هم دارد که با ضلع گرانی، فشار مضاعفی به مردم وارد آورده است. ضلع دوم «معطل و مشروط کردن کشور به نتیجه مذاکره با غرب» و ضلع سوم «تلاش مجدد ناکامان در مدیریت برای انتخابات» است. اما وظیفه دولت آینده شکستن این مثلث فشار است و باید هر نامزدی مشخصاً برنامه خود را برای این مهم به صورت مکتوب و با معرفی افراد شاخص اقتصادی خود به اطلاع مردم برساند.

موضوع «گرانی بی‌مهار»، بی‌نیاز از اثبات است. با این حال در چند روز گذشته با یک کار میدانی، مصداق‌هایی برای آن جمع‌آوری کردم. کار میدانی از آن جهت اهمیت دارد که عموم مسئولان مملکت از انجام آن ناتوان و بی‌بهره‌اند و البته بی‌باور! چنانچه نهایت پذیرش آن از سوی رئیس‌جمهور آن است که قیمت‌ها را «نامتعادل» می‌خواند و نهایت سعی سخنگو، رئیس‌دفتر و اعضای دیگر دولت آن است که بگویند «ببینید اگر ما نبودیم، چی می‌شد» یا اینکه «اگر روحانی نبود، کشور قحطی و کوپنی می‌شد و نظام سقوط می‌کرد».

دیروز یکی از برند‌های معروف فانتزی در تهران، بسته‌های کوچک نان جو خود را به لحاظ حجمی نصف و به لحاظ قیمتی افزایش داد. همچنین یک بسته کیک دارچینی را که تا دیروز ۲۵ هزارتومان می‌فروخت، ناگهان ۳۷ هزارتومان قیمت زد! پرسیدم چه اتفاقی افتاده که ۵۰ درصد نان و کیک را گران کردید؟! فروشنده‌ها از شاکی بودن مشتریان گفتند و اینکه صاحب برند نه تنها گران کرده که حجم و کیفیت محصول را نیز پایین آورده است!

در یکی از بزرگ‌ترین بازار‌های شهرداری در تهران نیز، قیمت خرمای خاصویی بندرعباس با پایین‌ترین درجه، از ۲۲ به ۲۵ هزار تومان رسیده بود و قیمت ماهی و گوشت چرخ‌کرده نیز تا ۲۰ درصد گران‌تر از هفته‌های اخیر بود. در مغازه آجیل‌فروشی هم البته بحثی بود بین خریدار که می‌گفت در نیم کیلو پسته ۱۲ عدد تخم کدو و چند عدد سویا کشف کرده و تا ۳۰ عدد پسته ریز دهان بسته غیر قابل مصرف! و این رفتار را آن هم در بازار تحت نظر شهرداری «گران‌فروشی به سبک کم‌فروشی و بی‌کیفیت‌فروشی» می‌دانست.

در بازار لبنیات اوضاع خیلی وخیم است و شاهد چندین بار افزایش قیمت و کاهش کیفیت در طول سال بودیم و قس علیهذا.

نامزد‌های ریاست‌جمهوری برای این که شانس خود را امتحان کنند، کار آسانی ندارند. دولت فعلی، همه نقص‌ها را یکجا گرد آورده است، از بروکراسی سوسیالیستی تا رهاشدگی لیبرالیستی. مذاکرات برجامی هم در دست دولتی است که دوره آخر و روز‌های آخر را می‌گذراند. پس نامزد انتخابات باید برنامه‌ای مدون برای بازگرداندن قدرت خرید به مردم ارائه دهد که باورپذیر و مستقل از متغیر‌های سیاست خارجی باشد.